تبليغاتX
مشکات - پوزش
مَثَلُ نورِهِ کَمِشکوة

یه چند وقتیه بدجور کار دارم، اینقدر که خودمم باورم نمیاد که ۸ صبح از خونه بزنم بیرون و تا ساعت ۱ وقت کم بیارم. از کارای دانشگاه بگیر که ان شااله گوش شیطون کر ترم آخرمه و هر روز باید برم دانشگاه تا کاری اقماری دیگه یا بقول معروف «هزار رقم کار بیخودی»! خلاصه بقول آدم بزرگا «حسابی سرم شلوغه....!».

گاهی کارام چنان پشت سر هم میشه و بهم گره میخوره که مجبورم میشم ناهارم رو ساعت ۴ یا ۵ بخورم و یا مجبورم حول و حوش ۹ شامم رو بخورم و بعد به کارام برسم.امیدوارم در اولین فرصت هم بتونم کامنتها را تایید کنم هم ادامه مطلب های قبلی را بنویسم. فکرای بد بد هم نکنین. نه ازدواج کردم نه اتفاقی برام افتاده......

با عرض معذرت و پوزش از همه همراهان "مشکات".

+ نوشته شده در  جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 0:51 قبل از ظهر  توسط صادق صدق گو  |