تبليغاتX
مشکات - انتخابات کاشان و باقی قضایا(2)
مَثَلُ نورِهِ کَمِشکوة

شاید یکی از وجوه مهم و در عین حال مبهم برای اکثر مردم در انتخابات مجلس هشتم، چگونگی رای آوری و میزان آرا مهندس گرانمایه نماینده فعلی مردم در مجلس هفتم و منتخب ایشان برای مجلس هشتم است. بررسی و تحلیل شرایط موجود منطقه و همچنین گفتگو با مردم و صحبتها و حرفهای جسته و گریخته آنان در مغازه و تاکسی و .... میتواند بر ابهامات موجود بیفزاید. جو حاکم بر شهر و تبلیغات کم و غیر محسوس ایشان، عدم اقبال مردم و برخورد منفی بعضی همشهریان نسبت به کاندیداتوری مجدد وی و طرح شایعاتی مبنی بر اینکه قصد کناره گیری به نفع فلانی را دارد و یا مسئولیتی در وزارت کشور برای حضرت ایشان پیش بینی شده است و یا عدم تعادل عصبی و بهم ریختگی حامیان درجه یک ایشان، خود نشان دهنده آن است که جبهه حامیان نیز متوجه احتمال بالای عدم انتخاب ایشان توسط مردم شده اند. البته نباید خیلی هم تعجب بر انگیز باشد. بقول دوستی از دوستان ما «من تعجب می کنم که شما چرا تعجب می کنید!» چرا که احمدی نژاد هم در عین ناشناخته بودن برای مردم و در عین اینکه اقبالی به انتخاب شدن وی نبود، ناگهان منتخب گردید...!

درباره علل و عوامل انتخاب ایشان، با فاکتور گیری از عوامل ماورایی و امدادهای غیبی!، مهمترین نکته ای که به ذهن نگارنده این سطور می رسد این است که مقداری از آراء جناح راست سنتی کاشان (پیشگامان توسعه و سازندگی) که قرار بود در گلدان آنان باقی بماند به دلایلی به سوی گلدان گرانمایه پور سرازیر شد:

۱-حمایت بخشی از اصلاح طلبان مثل اعتماد ملی و سایرین از کاندیدای مطرح راست سنتی و چاپ ویژه نامه ای که عکس زارع در کنار عکس خاتمی تهیه شده بود. برای مردمی با تفکر محافظه کارانه منتسب به جناح راست که با وعظها و خطابه های آنچنانی در طول ۸ سال اصلاحات، اصلاح طلبان را حتی مسلمان نمی دانند! و خاتمی را هم ام الفساد می خوانند!، خیلی ثقیل است که به کاندیدایی رای دهند که عکسش کنار آن ام الفساد!! باشد و آن نامسلمانان!! هم از وی حمایت کرده باشند. پس در اصل مقبولیت و مشروعیت کاندیدا شک کرده و رایشان به طرف دیگر کاندیداهای مطرح منتسب به جریان مدعی اصولگرایی "شیفت" پیدا می کند.

۲-همین مردم با تفکر جریان راست سنتی؛ همیشه بر اصولی مانند انقلاب و امام(ره) و نظام و رهبری تاکید داشته اند و حفظ آن را با تعبیر خودشان از اوجب واجبات می دانسته اند. حال اگر در میدان رقابتهای انتخاباتی احساس کنند که حامیان کاندیدایی با نظام و انقلاب و رهبری مشکل دارند، حتی اگر شخص کاندیدا از لایق ترین افراد باشد محال است که به وی رای دهند. البته در این میان تبلیغات منفی وسواسان خناس علیه کاندیدای جناح راست سنتی و به نفع کاندیدای خودشان بی ثمر هم نبود!

حال این افراد اگر بخواهند رای دهند، یقیناً به اصلاح طلبانی  وسواسان خناس در گوش آنان خوانده اند که آمریکایی هستند رای نخواهند داد. پس به کسانی رای می دهند که منتسب به جریان مدعی اصولگرایی باشد.

۳-حمایت گروههایی مثل جبهه متحد اصولگرایی یا حزب موتلفه از آقای گرانمایه خود برگ برنده ای در رقابت تنگاتنگ با دیگر کاندیداهای جریان راست محسوب می شود. چه آنکه برخی از افراد راست نظر این گروهها را برای خود حجت می دانند.

۴-استفاده اختصاصی از تصاویر امام جمعه محترم آیت الله نمازی در تبلیغات آقای گرانمایه، به نوبه خود برگ برنده دیگری برای وی در مقابله با سایر کاندیداهای جریان راست است.

۵-البته از تخریب جریان راست سنتی توسط اطلاعیه ها و شب نامه های مجهول الهویه با اسامی و نامهای مختلف که در دو روز پایانی تبلیغات در سطح وسیع توسط عوامل و گروههای نا معلوم در شهر پخش گردید نباید غافل شد. این شب نامه ها هم به نوبه خود با توجه به متن و نثر خاص آن در "شیفت" دادن آرای کاندیدای راست سنتی به سمت و سوی خاصی تاثیر به سزایی داشت و در ضمن توانست آرای جناح راست سنتی کاشان را خورد کند.

البته علی رغم اطلاعیه رسمی فعالان حامی رئیس جمهور در کاشان در حمایت از ابراهیم تفرشی، بخش عظیمی از حامیان دولت خصوصاً بزرگان و نیروهای تاثیر گذار این طیف با چراغ خاموش و یا روشن در این انتخابات حامی گرانمایه پور بودند. یعنی جوانان حامی دولت در کنار تفرشی و بزرگان و شخصیتهای کلیدی شان در کنار گرانمایه پور باقی ماندند.

درباره علل و عوامل انتخاب مهندس گرانمایه نکته قابل ذکر دیگری به ذهنم نمی رسد.

در شماره های بعدی این سلسله نوشتار به بررسی و تحلیل آرای آقای دکتر محمد زارع، کاندیدای جناح راست کاشان خواهم پرداخت.

بعدالتحریر:

نکته ای که درج آن را ضروری می دانم و متاسفانه فراموشم شد این است که در تبلیغات آقای گرانمایه این نکته قابل توجه بود که ایشان از ابتدای زمان شروع تبلیغات هیچ فعالیت خاص و چشمگیری نداشتند. نه دفتر و ستادی و نه فعالیت فیزیکی.(البته حتماْ فعالیتهای غیر فیزیکی که به چشم نیاید در این مدت ایشان داشته اند.) من به دوستان میگفتم یا این شایعه کناره گیری ایشان به نفع آقای تفرشی صحت دارد (که از سوی یکی از دوستانم که از حواریون ایشان است این موضوع تکذیب نشد) یا فلانی خاطرش از بابت رای آوری و یا امدادهای غیبی و ماورایی راحت است! یا تصمیم گرفته که خود را فدا کند.ولی فکر میکنم چون احساس کردن داره از دستشون خارج میشه و جو شهر یه کمی داره منفی میشه و علاوه بر فعالیتهای دیگر، باید حضور فیزیکی بیشتری را داشته باشند، از روز ۳ شنبه به بعد بصورت ضربتی فعالیت تبلیغاتی ایشان شروع شد و بطور گسترده تبلیغاتی در سطح شهر داشتند.

صبح روز انتخابات هم که با دکتر شریعتی و معراجی با هم رفتیم مسجد امیرالمومنین رای بدیم، همون طور که رایم رو می نوشتم و صبر کردم تا اونا هم رای شون رو بدن منم نگاه به برگ رای ملت می کردم، چندتایی گرانمایه دیدم. ضمن اینکه دوستان ما دقیقه نود و طرف عصر میان رای میدن و عزیزان راست برای احساس تکلیف شرعی و قبل از نمازجمعه صبح اول وقت میان برای رای دادن، اما در همین مدت کم تعداد رای های گرانمایه نسبت به سایر کاندیداها کمی برای من عجیب بود. برای همین موقع خروج از مسجد و توی مسیر به دوستان گفتم بقول تاج زاده سازمان رای حزب پادگانی فعال شده....! (البته من چنین نظری ندارما!!! نقل قول از دیگری بود اونم نه الان از حرفهای قبلیش در سال ۸۴ است.)

+ نوشته شده در  جمعه 2 فروردین1387ساعت 11:43 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  |