|
|
|
|
|
الان از ستاد رسیدم خونه. بعد از شام و جلسه کوتاه با دکتر شریعتی و یه کمی هم حال و احوال و شوخی با دوستان، وقتی خسته و هلاک با همه خداحافظی کردم و ماشینم رو روشن کردم که بیام خونه بخوابم، دیدم ماشین راه نمیره! اولش فکر کردم شاید موتور ماشین سرده و باید صبر کنم تا کمی گرم بشه اما یادم اومد یکی دو ساعت پیش رفتم بیرون و دکتر رو از فرمانداری آوردم. گفتم شاید پنچر کردم اما ...... اما وقتی که پیاده شدم دیدم باد چرخ جلو طرف شاگرد بطور کامل و چرخ عقب همان طرف بطور نصفه تخلیه شده است....! شاید میخواسته همه رو خالی کنه کسی از دور اومده و اونم از ترس فرار کرده و یا یارو میخواسته بگه که تازه اولشه. باد چرخ خالی کردن جزء تهدیدات اولیه است. کجاش رو دیدی...!؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 2:40 قبل از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||