|
|
|
|
|
یکی از مباحث مهمی که در بین اقتدارگرایان افراطی به شدت به چشمی می خورد و از "اتهام زنی و لجن پراکنی های کیهان، اتهامات همیشگی برخی دولتمردان به منتقدین، سخنرانی های تکراری برخی چهره های جناح راست" مهمتر به نظر می رسد این است که این مدعیان اصولگرایی بعضاً حتی به ابتدایی ترین اصول اخلاقی پایبند نیستند که متاسفانه این مشکل در حال سرایت به کل این جریان است و برخی راستی های منصف، با تقوا و مودب نیز کم کم به سوی چنین حرکاتی کشیده شده اند و مرزهای اخلاق و ادب را زیر پا گذاشته و همراه اتهام زنی به دیگران توهین هم می کنند. برای اثبات مدعایم و روش شدن موضوع مثالهایی را نقل می کنم:(از آوردن نام افراد گوینده معذورم) مدتی پیش که در حوالی کاشان مهمان دوست عزیزی (که اتفاقاً او هم از چهره های فعال و معروف راست است) بودیم. بعد از پذیرایی که عازم حرکت به سوی کاشان شدم روحانی محترمی آنجا بود که دوستم برای مزاح من را چنین به او معرفی کرد: "حاجی ما فقط با انقلابی ها دور نمی گردیم ها، دوست ضد انقلاب هم زیاد داریم! آقای صدق گو، از چند طریق مزین به این صفت هستن! هم مشارکتی، هم عضو شورای مرکزی ائتلاف اصلاح طلبان کاشان، هم از مدیران نشریه طوبی." تا این آخری رو گفت بنده خدا اون روحانی مثل اینکه بغض دلش ترکید و منهای تفضلات و تعریف و تمجیدهایی!! که به جمع کل اصلاح طلبان کشور داشت، گفت: "راستی چرا اینقدر برای سفر خاتمی به کاشون تبلیغ کردین. مگه کیه این.... که ۸ سال دیانت ما رو خراب کرد(تا اینجاش تکراری سخنرانی های همه حضرات اقتدارگرا بود.) یه آدم مشروب خوار به رحمت خدا نزدیک تر است تا کسی که به خاتمی رای داده است." تا این رو گفت از شدت تعجب به فکر رفتم و نمی فهمیدم دیگه چی بلغور می کرد. با دنباله حرفش به خودم اومدم. "یه سگ اگه از یه ظرفی آب بخوره تمیز تر و قابل تطهیر تره تا ظرفی که............آب خورده باشه." یا ابالفضل....اینا چه حرفاییه این میزنه. گفتم: از خدا خواهیم توفیق ادب، بی ادب محروم ماند از لطف رب. بعد با خنده گفتم: حاجی حالا که ۲ ساله کشور دستتونه بیایید و قانون خدا و پیغمبر رو اجرا کنید. اولش از این حرفم جا خورد اما بعدش گفت: "تو روزنامه نگاری،سفسطه نکن! باید ۲۰ سال کار کنیم تا برسه به نقطه صفر بعد آبادانی و پیشرفت رو شروع کنیم!!" خندیدم و گفتم حاجی قربون معرفتت.یعنی اینا یه روز هم عملکردشون مثبت نبوده. ۲۰ سال پیش که دولت آیت الله خامنه ای هم میاد جزء اش. گفت:"اون دولت موسوی بوده...." من تا دیدم بحث فایده ای نداره و بی ادبی رو دوباره شروع میکنه تعطیل کردم. به نظر شما کسی که ادعا می کنه لباس پیامبر(ص) تنشه و در مکتب امام صادق(ع) درس خونده باید اینجوری باشه که به هک لباسش این چنین توهین کنه! اصلاً مگه نباید اینا روی منبر اخلاق نبوی و سیرت علوی رو برای مردم تفسیر کنند....؟! اگر یه دانش آموز یا دانشجوی اصلاح طلب در گوشی به دوستش به آبدارچی یکی از محترمین یا محترمات اصولگرا، بسیار بسیار کمتر از این حرفا رو گفته بود اوضاع همین بود؟ جریان توهین به حاج سید حسن خمینی را میتوان از همین دست دانست. اگر به یکی از حضرات اصواگرای دست چندم توهین خفیفی میشد آیا عزای عمومی اعلام نمیشد؟آیا بعد از نماز جمعه راهپیمایی نمی کردن؟کفن پوشان چند بار تا الان مسیر قم-تهران و بالعکس را پیموده بودند؟ آیا پیام در پشت پیام در صدا و سیما خوانده نمیشد؟ جریان کاریکاتوری که برای مصباح یزدی در روزنامه ای کشیده شد و تحصن و راهپیمایی در قم رو یادتونه؟مگر شائنیت حاج حسن آقای خمینی که فرزند انقلاب و نوه حضرت امام است کمتر از اونه؟ حتی دولتمردان و مجلسی هایی که این توهین رو محکوم کردن نامی از ایشون نبردن فقط به تعریف از بیت امام پرداختن و توهین به بیت امام رو محکوم کردن. اینا کمی مشکوک به نظرتون نمیاد؟........... دومین مثالم بحثی است که یکی از عزیزی در جمعی(در کاشون) گفته بود که: "اونایی که رد شدن پالونشون کج بود." واقعاً این ادبه؟ این شعوره؟ این کار اخلاقیه؟ این کار قابل اقامه دعوی و پیگیری حقوقی نیست؟ اتفاقاً مبحث رد صلاحیتهای اخیر غیر از توهینی که این برادر عزیزمان نسبت به رد صلاحیت شدگان داشته اند از این بابت مهمتر می شود که اکثر رد صلاحیت شدگان به دلیل عدم التزام به اسلام رد صلاحیت شده اند. اتهام و تهمت بی دینی به برادر مسلمانی که برای انتخابات کاندیدا شده است و در انتخابات شوراهای سال گذشته و انتخابات مجلس هشتم امسال شدت و شتاب بیشتری یافته است و عده زیادی را مورد لطف و مهرورزی خود قرار داده است، دلیلی بر بی اخلاقی این جریان است. منهای تحلیلهای سیاسی-اجتماعی و اینکه چنین حرکاتی یقیناً خلاف آرمانهای امام و انقلاب است، میتوان ادعا کرد که بالاترین تهمت و توهین به یک مسلمان تهمت بی دینی، نامسلمانی است. این حرکات هم ناقض حقوق شهروندی و هم نافی اصل کرامت انسانی است.(که توضیح آن مجال دیگری را می طلبد.) یا آقایان دنبال معصومین می گردند که بیان و کاندیدا بشن برا مجلس یا منتقدین دولت همه ابن ملجم و شمر و خولی و ابن زیاد هستن که صلاحیت ندارند و حامیان دولت همه عمار و مقدار و ابوذر و مالک اشتر هستند که از دم همه تایید میشن....! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 4:18 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||