|
|
|
|
|
دست آویز بیگانه!
آشوبگر! نا آگاه فریب خورده! ای مخل امنیت ملی! شرور! جاسوس! اوباش! دانشجو ... روزت مبارک |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 16 آذر1386ساعت 1:42 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
۱-در پست قبلی وبلاگم به فروش روزنامه هام اشاره کردم. نکته ای که یادم رفته بود بگم اینه که وقتی روزنامه هام رو بار نیسان می کردند که برای خمیر کردن ببرند، تک و توک روزنامه ها را بر می داشتم و نگاهی بهش می اندختم که مجذوب یکی شدم و نگهش داشتم؛ روزنامه صبح امروز با این تیتر: آخرین دفاع عبدالله نوری در دادگاه: خوشحالم که از امام، انقلاب و مردم دفاع کردم. متن کامل دفاعیات عبدالله رو داشتم اما دلیل اینکه مجذوب این تیتر شدم و نگهش داشتم این بود که هرکس برای دفاع از عقاید و اندیشه هایش تا چه حد حاضر به پرداخت هزینه است و تا چه حد می تواند بر عقایدش مصر باشد؟ شاید ما هم مثل او برای دفاع از اندیشه ها و اصولمان و یا دفاع از خط امام(ره)، انقلاب و مردم مجبور باشیم سخت ترین مشکلات و مصائب را ببینیم اما اعتقاد به هدف است که این مشکلات را آسان و شیرین می کند. این سه موردی هم که عبدالله نوری از دفاع از آنها اظهار مسرت می کند می تواند در دفاع از خط امام(ره) خلاصه می شود. چرا دفاع از انقلاب و مردم در کلام امام(ره) به وفور یافت می شود و حضرتش هم اندیشه ای جز دفاع از انقلاب و حقوق مردم نداشته است. یقیناً خوشحالی نوری هم از قدم برداشتن در این راه و رسیدن به این هدف که همان گام برداشتن در خط امام(ره) و دفاع از اندیشه امام(ره) است. ۲-دیروز یکی از دوستان که مطالب قبلی ام چه در طوبی و چه در وبلاگم (خصوصاً مطلب اخیرم مربوط به نامه ام به مسئولین دانشگاه رو خوانده بود) اس ام اس کرده بود که "تو هم خودت رو کشتی با این خط امام، مشارکتی خط امامی هم نوبره والا." جواب دادم مگه مشارکتی ها خط امامی نیستن و خط امامی بودن منافاتی با مشارکتی بودن داره؟ دبیرکل ما نه الان که از اول تا حالا خودش رو خط امامی میدونه. یکی از دوستان بسیار عزیز و بزرگوارم - که از فعالین و نیروهای سیاسی معروف کشور است - در حاشیه سفرش به کاشان میگفت: فضای جامعه بر گشته به فضای اوائل دهه هفتاد و سالهای پس از ارتحال امام. با شرایط کنونی که عده ای دارن امام رو تخریب می کنند و از امام میخوان انتقام بگیرند ما هم باید محکم از امام و اندیشه هایش دفاع کنیم و در صورت لزوم به جای ائتلاف اصلاح طلبان، ائتلاف گروههای خط امام باشیم. باید یاد مردم بیاریم کی ها در زمان امام کجا بودن. کیا در زمان امام مترود بودن و جلو تفکر ایشون ایستادگی می کردن که الان شعار ولایتمداری شون گوش فلک رو کر می کنه.... |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 16 آذر1386ساعت 11:18 قبل از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
در ایهام و تمثیل بگم که: "بهرام که گور می گرفتی همه عمر، دیدی که چگونه گور بهرام گرفت". یا همون: "بالاخره خیاط تو کوزه افتاد" معروف...
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 آذر1386ساعت 10:26 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
بدلیل جابجایی منزل مجبور شدم کل روزنامه هام رو بفروشم. روزنامه هایی که با خون دل! بعد از خواندن، مرتب و آرشیو کرده بودم بدلیل اسباب کشی و مشکل جابجایی، همه رو کیلویی فروختم. بعد ۲ سال که به همه التماس می کردم من جا ندارم بیایید این آرشیو ها رو از من بخرید، حالا که فروختم همه میگن اگه گفته بودی ازت می خریدم...! البته مقداری از روزنامه هام خصوصاً روزنامه های فشاری!(شلمچه، جبهه، یا لثارات) در آتش سوزی زیر زمین در سال ۸۱ سوخت. البته آرشیو روزنامه خرداد هم ۷۰٪ از بین رفت و همه روزنامه مشارکت هم از بین رفت. تک و توک آفتاب امروز و جامعه و عصر آزادگان هم بینش بود. اونهایی که مونده بود:
آرشیو کامل سلام از شماره اول تا آخر.
آرشیو کامل بیان، بنیان، نوسازی، نوروز، یاس نو، دوران امروز، صبح امروز، آیینه جنوب آرشیو ناقص اقبال، آوا، شرق، هم میهن و .... البته یه تعدادی رو نگه داشتم که دلم نیومد بفروشم اونم کیلویی! مثل: چشم انداز، آفتاب، پیام امروز، کیان، پیام هاجر و تعدادی ایران فردا و ...
در این عکس اگر توجه کنید خبر اولین کنفرانس مطبوعاتی جبهه مشارکت با حضور سید محمد رضا خاتمی، علی شکوری راد و مرتضی حاجی است که مردم را به مشارکت گسترده در انتخابات شوراها فراخوانده است. یعنی اولین حضور جبهه مشارکت در انتخابات در اسفند سال ۷۷ که نامزدهای آنان در کل کشور خصوصاً تهران، پیروز قاطع میدان بودند. یاد باد آن روزگاران یاد باد.... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 11:19 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
هاشمی رفسنجانی در خطبه های نمازجمعه تهران هشدار داد که بسیج متعلق به همه ملت است: "هیچ کس نباید به خود حق بدهد نیروی بسیج را در انحصار جریانی خاص قرار دهد، چرا که این کار خیانت به کشور، مردم و خود بسیج است". وی از نیروی بسیج نیز خواست که اجازه ندهد از آن "استفاده جریانی" شود، چرا که به گفته وی، "کل ملت این نهاد را باید به عنوان سرمایه ملی و ارزشی و به عنوان هویت حفظ کنند". چند روز پیش، محمدباقر قالیباف شهردار تهران، که از فرماندهان ۸ سال دفاع مقدس است همچون اکبر هاشمی رفسنجانی گفت که بسیج باید خود را متعلق به همه ملت بداند و در خدمت جریان خاصی قرار نگیرد. هفته بسیج بر بسیجیان بی ادعا و بیدار دل مبارکباد. بسیجی بی ادعا کسی است که هشت سال در کوه و دشت و دریا به "هل من ناصر" خمینی(ره) لبیک گفت و بسیجی بیداردل کسی است که دست آویز جریانات نمیشود و در مقابل استفاده ابزاری از بسیج و بسیجی مقاومت می کند. شخصاً ارادت و علاقه ویژه ای به آقایان فضلی و قربانی که هم از فرماندهان دلاور دفاع مقدس بوده اند و از نزدیک هم با بچه های کاشان رفاقت و مراوده داشته اند و الان هم از بسیجیان بی ادعا و بیداردل عصر حاضر هستند، دارم که در ذیل عکسهایی از آنان که در جلسات و نشستهایی که این دو بزرگوار حضور داشته اند با موبایل گرفته ام به تناسب این مطلب روی وبلاگ میگذارم:
توضیح عکس: حضور و سخنرانی حاج علی فضلی در جمع ایثارگران کاشان و آران و بیدگل
توضیح عکس: حضور حاج مرتضی قربانی به همراه تعدادی از ایثارگران در منزل سردار علی تبار بعد از مراسم ترحیمش.
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه 9 آذر1386ساعت 5:40 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
سید امیر حسین موسویان فرزند حاج سید محمود موسویان تاجر معروف و متدین بازار کاشان در سال 1336 در یک خانواده مذهبی در محله محتشم کاشان به دنیا آمد. البته نه تنها خانواده پدری از کاسبان معروف و بنام بازار کاشان بودند که پدربزرگ مادری اش(پدر والده اش) مرحوم حاج سید ولی الله توسلی که در بین مردم کاشان به حاج سید ولی بزاز شناخته می شد به تدین و تعبد معروف و از کاسبان معروف و سرشناس بازار محسوب می شد.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 9:19 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
در روزهای گذشته علاوه بر فعالیتهای همیشگی، بسیج دانشجویی دانشگاه ما برای اولین بار جانبداری سیاسی توام با بی ادبی را در نشریه خود ظهور و بروز داد. دوستان ما با زیر پا گذاشتن اصول اخلاقی وارد مقولاتی شدند که هم منع قانونی دارد و هم خلاف وصیت و امر حضرت امام(ره) محسوب می شود. اتفاقی که مجبور شدم تا علی رغم میل باطنی خودم طی نامه ای به مسئولین دانشگاه خواستار جلوگیری از تکرار چنین فعالیتهایی به منظور حفظ جایگاه و مرتبه والای این نهاد مردمی و انقلابی شوم. در قسمتهایی از این نامه نوشته ام: ۱-بنا بر نظر صریح حضرت امام(ره) در وصیت نامه سیاسی-الهی: «وصیت اكید من به قواى مسلح آن است كه همان طور كه از مقررات نظام، عدم دخول نظامى در احزاب و گروهها و جبههها است به آن عمل نمایند؛ و قواى مسلح مطلقاً، چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسیج و غیر اینها، در هیچ حزب و گروهى وارد نشده و خود را از بازیهاى سیاسى دور نگه دارند. در این صورت مىتوانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى مصون باشند. و بر فرماندهان لازم است كه افراد تحت فرمان خود را از ورود در احزاب منع نمایند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است، دولت و ملت و شوراى دفاع و مجلس شوراى اسلامى وظیفه شرعى و میهنى آنان است كه اگر قواى مسلح، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طبقات بعد، برخلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملى انجام دهند یا در احزاب وارد شوند كه ـ بىاشكال به تباهى كشیده مىشوند ـ و یا در بازیهاى سیاسى وارد شوند، از قدم اول با آن مخالفت كنند. و بر رهبر و شوراى رهبرى است كه با قاطعیت از این امر جلوگیرى نماید تا كشور از آسیب در امان باشد.» عزیزان بسیج با نوشتن مطالب سیاسی - با چشم پوشی از مفهوم توهین آمیز آن - مقام و منزلت بسیج بعنوان یک نهاد مردمی و برخاسته از بطن انقلاب را در حد یک دسته یا گروه سیاسی با کارکرد حزبی تنزل داده اند که خود جفای بس بزرگ و نا بخشودنی نسبت به آرمانهای امام (ره) و انقلاب است. همچنین با توجه به صراحت کلام امام؛ ورود بسیج به مقولات سیاسی و فعالیتهای جناحی، خلاف امر امام(ره) است و ممکن است خدای ناکرده خیانت به آرمانهای امام(ره) و انقلاب اسلامی محسوب شود. ۲-وقتی ابوی محترم یکی از مسئولین این نشریه(که اکثر خانواده های مبارز و انقلابی کاشان وصف حال والد مکرم ایشان را شنیده اند) در دوران رژیم ستمشاهی در حزب رستاخیز مشغول جانفشانی! و فعالیت بودند اکثریت قریب به اتفاق همین اصلاح طلبانی که به آنان توهین شده است یا در زندانهای مخوف رژیم ستمشاهی زیر شلاق و شکنجه دژخیمان سرسپرده رژیم بوده اند یا در تبعید، و یا پرچمدار و همراه نهضت انقلابی مردم به رهبری امام راحل عظیم الشان(ره). اگر کمی به فعالین سیاسی و شخصیتهای انقلابی در کل کشور در دوران طاغوت آشنا باشید به کلام اینجانب به خوبی پی خواهید برد. چرا باید چنین افرادی با سابقه خانوادگی روشن به چنین جایگاه های مقدسی که متعلق به فرزندان امام(ره) و انقلاب است راه داده شوند که به راحتی از تریبون آن پیشکسوتان جهاد و مبارزه را هتک حرمت کنند؟ 4-چنین رفتارهای تخریبی که متاسفانه مدتی است در جامعه توسط عده ای مرسوم شده است؛ یقیناً نزد اهل فضل و خرد و شخصیتهای فرهنگی حرکتی غیر اخلاقی، مذموم و خلاف آداب اسلامی محسوب می شود و نشریاتی که وابسته با ارگانها هستند باید در رعایت اصول اخلاقی و موازین قانونی بیشتر مراعات نمایند. چرا که گفته ها و نوشته های ایشان ممکن است خدای ناکرده نظر نهاد و ارگان منسوب به ایشان محسوب شده و بعدها مشکل آفرین گردد. اینجانب که از سال 82 تا کنون عضو تحریریه نشریه طوبی (اولین نشریه محلی کاشان و حومه) هستم و مدت 6 ماه هم در سال گذشته جانشین سردبیر بوده ام و هم اکنون هم عضو شورای سردبیری هستم. پس، زیاد هم نا آشنا به اصول حرفه ای و اخلاق روزنامه نگاری نیستم و فرق اطلاع رسانی و طنز را با هجو و مسخره بازی بخوبی می فهمم. در اینجا بمصداق «فاما بنعمت ربک فحدث»، خدا را شاکرم که در این مدت کوتاه 5 سال فعالیت روزنامه نگاری و قلم زدن در نشریات هیچ گاه چنین تنگ نظرانه با کینه و عقده ای سرشار، دچار کج سلیقگی و بی اخلاقی نشده ام و ناعادلانه در عرصه اطلاع رسانی هتک حرمت نکرده ام. پس چه نیکو است آنانی که نام اصولگرا را بر خود برگزیده اند به اصول و مبانی نظری امام(ره) پایبند باشند و برای فعالیت سیاسی خود گروه و حزبی تاسیس نمایند و نام بسیج را به این رفتارهای ناپسند و بی ادبانه نیالایند و در کارهای خود به اصول حداقلی اخلاقی پایبند باشند. چه نیکو است که این عزیزان به تفسیر امام(ره) از بسیج نیم نگاهی بیندازند و ببینند چنین حرکات و رفتارهایی در کجای کلام حضرتش نهفته است: «بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمرى است كه شكوفههاى آن بوى بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق مىدهد. بسیج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهیدان گمنامى است كه پیروانش بر گلدستههاى رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر دادهاند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاك اسلامى است كه تربیت یافتگان آن، نام و نشان در گمنامى و بىنشانى گرفتهاند. بسیج لشكر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نمودهاند.» ۵-شایسته است ...... به این عزیزان تذکر بدهید که کار را از دست دوستان نا آگاه خود خارج کنند تا دستاویزی برای دشمنان آگاه نظام و انقلاب نباشد و در این مقطع زمانی که به دلیل بی تدبیری بعضی کشور در شرایط ویژه ای قرار گرفته است و از طرفی هم موسم انتخابات مجلس هشتم نزدیک است اخلاق را پیشه خود سازند تا دیگر شاهد چنین حرکاتی ناپسند و رفتارهای آلوده به سیاسی کاری توام با بی تقوایی توسط بسیج دانشجویی دانشگاه (چه در نشریات و چه در فعالیتهای جنبی دیگر) نباشیم. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 7 آذر1386ساعت 8:47 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
از آنجا که مدتی بود به دلایلی نمی تونستم به اینترنت متصل بشم و وبلاگم رو به روز کنم، اتفاقاتی که در این مدت افتاده است رو تو وبلاگ درج میکنم. چون فکر میکنم گفتنش خالی از لطف نباشد:
۱-در هفته گذشته به همراه جمعی از دوستان ایثارگر دیداری مختصر با حضرت آیت الله العظمی صانعی داشتیم. در این دیدارخاطرات دوستان از حضور ایشان به لباس رزم در نماز جمعه آبادان به امامت آیت الله جمی در دوران جنگ تحمیلی صفا و صمیمیتی خاص بر جمع مان حاکم کرده بود. بیت شعری که زیر عکس امام(ره) در دفتر ایشان نوشته بود بد جور توجه من رو به خودش جلب کرده بود: "یوسف مصر من تویی، نمی روی از نظرم....روح خدای صانعی، داغ تو را کجا برم". البته در حاشیه این دیدار صحبتها و سخنانی هم رد و بدل شد که به دلیل ضیغ وقت همه را باید فاکتور گرفت! ۲-در یکشنبه هفته گذشته ۷۲۵ فعال اجتماعی،مدنی، سياسی، فرهنگی ايران با انتشار بيانيه ای به بازداشت و زندانی کردن دکتر سهراب رزاقی، پژوهشگر و فعال جامعه مدنی اعتراض کردند و خواستار آزادی وی شدند. از آنجا که حقیر هم جزء امضا کنندگاه نامه بودم همانند نامه های قبلی متن کامل را جهت مطالعه مخاطبین "مشکات" در ادامه مطلب درج می کنم. رزاقی اوایل این هفته با پرداخت وثیقه آزاد شد. عکس بالا مربوط به حضور وی در کنار قبر جدّ اش، شاعر نامدار و مخلص اهلبیت(ع)، "محتشم کاشانی" است. ۴-در خصوص افاضات امام جمعه مشهد در دفاع از ورود نظامیان به سیاست هم مطالبی داشتم که به دلیل طولانی شدن این مطلب به فرصتی دیگر موکول میکنم اما توصیه میکنم نامه دکتر حمید انصاری قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره) را در این باره بخوانید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 6 آذر1386ساعت 11:47 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
هر سال توی تقویم روی میز کارم دور تاریخ بعضی از روزها را بر حسب اتفاقات و موضوعات ویژه آنها خط می کشیم و کنارش توضیح میدم تا یادم نره که چه کار دارم. ۴ آذر از اون روزهاست که کنارش نوشتم "وبنوشت" و هر سال با کامنت و اس ام اس به آقای ابطحی تولد وبنوشت رو تبریک میگم. نه برای اینکه با ایشون دوستی و یا آشنایی دارم که به دلیل پشت کار و همت ستودنی او در به روز رسانی وبنوشت در دو بخش مطلب و عکس است. آنهم نه یک یا دو روز که هر روز در طول ۴ سال. شاید به زعم بعضی کار ساده و بی اهمیتی محسوب شود که بتوان ساده از کنار آن گذشت اما اگر کمی فعالیتهای جانبی(سیاسی و یا اجتماعی) در کنار مشغله های کاری خود داشته باشی و وبلاگ نویس هم باشی به اهمیت این موضوع به خوبی پی می بری... من نه فعالیتهایم اندازه آقای ابطحی است نه آنقدر مشغله کاری دارم اما همین تک و توک کارهای مشارکت و یا جلسات مربوط به شورای مرکزی ائتلاف اصلاح طلبان کاشان و فعالیتهای مربوط به انتخابات مجلس هشتم-با این که هنوز متاهل هم نشده ام-گاهی اوقات چنان وقت گیر و اعصاب خورد کن می شود که بعضی وقتها حتی نمیرسم دو سه روز یکبار مطلب بنویسم و یا اصلا دل و دماغی برای نوشتن باقی نمیمونه. بهرحال امیدوارم وبنوشت کوچولو که الان ۴ ساله شده با همراه بابای معنوی اش ۱۰۰۰ ساله باشن! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 4 آذر1386ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||