تبليغاتX
مشکات
مَثَلُ نورِهِ کَمِشکوة
چند روزی نخواهم بود....

فعلاً مشغول اساس کشی و بنایی خونه جدید هستیم. از همه مهمتر تلفنها رو هم انتقال ندادیم کهIDSL وصل بشه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 آبان1386ساعت 10:27 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو 

به همین سادگی ۲۵ بهار را پشت سر گذاشتم و وارد ۲۶ سالگی شدم، خودم که باورم نمیشه که به این زودی گذشت. خصوصاً وقتی یاد خاطرات گذشته ام میفتم. 

اما اکثر اونایی که تازه باهاشون آشنا میشم باورشون نمیاد اینقدر کم سن و سال باشم! نه اینه ۲۶ سالگی کم سنی به حساب بیاد اما شاید بدلیل اینه که حدوداً ۵۰٪ موهام سفیده، یا کارای آدم بزرگا رو میکنم! و به زعم بعضی حرفهای "گنده تر از دهن" میزنم! اینجوری فکر می کنن که مثلاً من بالای ۳۰ سال دارم.

بهرحال این اتفاق نسبتاً مهم و میلاد موفور السرور خودم رو به همه خصوصاً خودم تبریک میگم...!

+ نوشته شده در  شنبه 19 آبان1386ساعت 12:23 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

امشب زیر نویس شبکه ۵ رو دیدم که مسیرهای راهپیمایی ۱۳ آبان رو نشون میداد. یاد خاطرات دوران دبیرستانم افتادم. دورانی که عضو اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان بودم.

غیر از سال اول دبیرستان، بقیه سالها مسئول انجمن اسلامی دانش آموزان دبیرستان و عضو شورای اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان کاشان بودم. شب ۱۳ آبان تا صبح مشغول کار بودیم. حتی علی شریف مسئول اتحادیه (که اگه اشتباه نکنم حدود ۱۰ بار کنکور داد تا پزشکی قبول شد!) تا صبح بیدار بود. منم ترک موتور یاماهای اتحادیه که مال دهه ۶۰ بود! با علی شریف مشغول رفت و آمد و جور کردن بساط و وسایل مراسم فردا. یه کار خودجوش و دانش آموزی. 

ما دو خیابان اصلی شهر که مسیر راهپیمایی دانش آموزها بود با همکاری بچه های عضو اتحادیه از همه دبیرستانهای شهر صندلی می چیدیم. صندلی دسته دار دانش آموزی که روش عکس شهدای دانش آموز کاشان رو گذاشته بودیم. حدود ۲۰۰ تا عکس میشد که کنار همه عکسها هم یه شاخه گل میذاشتیم. از سرما یه عده بچه ها آتش روشن می کردن. چندتایی پلاکارد و پرده درست می کردن. یادمه یه بار بچه ها برای مراسم صبح پرده "مرگ بر امریکا" می نوشتن و منم کف کفشم رو زدم توی رنگ مشکی و ۴-۵ تا رد پا روی کلمه "امریکا" گذاشتم. یا یه آدمک کلینتون درست کرده بودیم که اینقدر بزرگ بود که با یه طناب که انداخته بودیم روی تیر چراغ برق خیابون نگهش داشته بودیم. حدوداً قد اش سه متر، سه متر و نیم بود......

واقعاً خاطرات شیرین و فراموش نشدنیه برای من. یادش بخیر

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 10:55 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

پدر بزرگم وقتی خاطره از فعالیتها و خاطراتش از زمان طاغوت میگه، برای تعریف از بعضی ها یه اصطلاح داره که میگه: «فلانی انقلابی قبل از ۵۷ است (یا فلانی انقلابی پنجاه و هفتی است) نه انقلابی بعد ۵۷...»

اول منظورش رو متوجه نمی شدم اما کم کم که بزرگتر شدم فهمیدم یعنی چی!؟

الان من میخوام بگم به یکی از دوستان بگم که: تو اصلاح طلب قبل از ۷۶ هستی یا بعد ۷۶؟ من که تو رو توی ستاد خاتمی ندیده بودم، از بقیه هم پرسیدم چیزی از حضورت یادشون نبود حتی خاطراتی از نشست و برخاست هات با بعضیا! داشتن. راستی مطمئنی که به خاتمی رای دادی که اینقدر ...؟

پی نوشت:

خیلی وقت بودم میخواستم حضوری بهش بگم یا یه جوری به گوش اش برسونم اما نشد. حتی یه بار عزمم رو جزم کردم بصورت سوال ازش بپرسم که تو کجا بودی اون موقع؟

بهرحال امیدوارم اهل اینترنت باشه و بیاد به وبلاگم و این رو بخونه! اما اگه باز هم نخونه این مزیت رو داشت که "راحت" شدم. بد جوری روی سینه ام سنگینی می کرد...!!

+ نوشته شده در  شنبه 12 آبان1386ساعت 10:32 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

هادی قابل؛ روحانی اندیشمند، دبیر و عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت پس از تحمل 56 روز بازداشت با قرار وثیقه 50 میلیون تومانی آزاد شد. این خبر رو ساعت ۳ یکی از دوستان از طریق اس.ام.اس به من اعلام کرد.

شاید قسمت این بود که امسال در کنگره حزب ایشون حضور نداشته باشه تا شاهد فعالیت ایشون در پیگیری امور مناطق در جلسات باشیم و یا بقول دکتر میردامادی از قرار معلوم شاید تقدیر سیاسی مشارکت اینه که هر سال و در هر کنگره سالی یکی از عزیزترین و فعال‌ترین اعضای ما در بند اسارت باشه. بهر حال آزادی ایشون رو به خانواده محترمش خصوصاً روح الله عزیز (هر چند آزادی باباش رو عصر با اس ام اس هم بهش تبریک گفتم) و اعضای جبهه مشارکت که در کنگره محبت خودشون رو نسبت به قابل و قدردانی از زحماتش رو نشون دادن تبریک میگم.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 آبان1386ساعت 10:55 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

آيا نقض اين حقوق مسلم و پايمال كردن آزاديهاي فردي، حتي در عبادت، مبنايي در متون ديني يعني قرآن، نهج‌البلاغه، روايات و فقه دارد؟ آيات قرآن، روايات قطعي و سنت پيامبر گرامي و امامان همام (صلوات الله عليهم) تماماً خلاف چنين رفتارها را توصيه مي‌كنند و فرمان مي‌دهند. خداوند بزرگ در آيات متعددي در قرآن مجيد حتي به پيامبرش اجازه نمي‌دهد كه آزاديهاي فردي كافران، مشركان يا پيروان اديان ديگر مانند يهوديان، مسيحيان و صابئين را سلب يا محدود كند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آبان1386ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  |