تبليغاتX
مشکات
مَثَلُ نورِهِ کَمِشکوة

صلی الله علی محمد صلی الله علی النبی

صلی الله علی محمد و علی آل النبی

 

حضرت محمد (ص):

هرگاه کار به دست نا اهلان سپرده شود،منتظر رستاخیز باش.

 

 

عید مبعث گرامی باد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 10:59 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

در حاشیه کنگره با دکتر مجید حاجی بابایی از اعضای سابق تحکیم گپی زدم.فعلاً عضو جبهه دموکراسی خواهی است و در دانشگاه اراک هم تدریس دارند.بعد از مدتی هم علی شفیعیان و میثم سعیدی که نماینده تهران در مجلس ششم و از اعضای سابق تحکیم بود  به جمع  ما پیوستند!

این جماعت اصفهانی به همه جا بد جور لشکر کشی میکنن وامور رو در دست می گیرن! جلسه ای هم که باشه همه یه جا جمع میشن که من این امر رو از محاسن شون می دونم. از آقایان تهرانی و نیک نداف تا مبلغ و میرلوحی و حجتی رو در فراکسیون! اصفهانی ها میشد دید.البته برخلاف این همشهری های ما که حس و حال چنین جمع شدنهایی رو ندارن.

موقع شام با حجاریان روبرو شدم و با هم کمی حال و احوال کردیم.از امور سیاسی و فعالیتهای کاشان پرسید و صد البته سراغ  احوالی از پورعسگری و سایرین.

بعد شمارش آرای شورای مرکزی و تعیین دبیرکل ، بعضی از اعضای اصلی و ناظر که از مناطق آمده بودند به شهرهای خود بازگشتند و بعضی هم در همان مکان محلی که برای اسکان در نظر گرفته شده بود،تعدادی از دوستان اصفهانی ما به اصفهان برگشتند اما من و آقای بهشتی موندیم و قرار شد در همان مکان تا فردا سکنی گزینیم اما به اصرار و محبت دکتر شیرزاد شب رو به منزل ایشون رفتیم که از این بابت شرمنده ایشون شدیم.

آقا رضا شریفی با اینکه اولین بارشون بود به ریاست کنگره انتخاب می شدند اما به خوبی جلسات رو اداره می کردند و نسبت به سالهای قبل که آقای اروجعلی محمدی رئیس کنگره بود به راحتی تفاوت در مدیریت جلسات حس میشد.

روز دوم کنگره (جمعه)حاج آقا روحانی رئیس منطقه رو دیدم.بعد از احوال پرسی برای ترمیم و فعال سازی شورای حوزه با هم صحبت کردیم. از قرار معلوم با هماهنگی کمیته مناطق مرکز و رابطین منطقه اصفهان با کاشان(آقایان سیستانی و تهرانی و نیک نداف) داره کم کم مسائل به خوبی حل میشه.البته ان شاء الله

روز دوم بیشتر به بحث تریبون آزاد و تصویب چند موضوع کوتاه گذشت.در تریبون آزاد نمایندگان مناطق درباره موضوعات روز کشور و چشم انداز آینده و نقد گذشته صحبت کردند.

بعد از صرف ناهار و لختی استراحت حدود ساعت 2 محل جلسه را به قصد حرکت به سمت کاشان ترک کردم و در جلسه اختتامیه که عصر روز جمعه بود شرکت نکردم.

 

هر چی فکر میکنم مطلب دیگری که نگفته باشم باقی نمونده.سعی کردم به اختصار مطالب و مسائلی از حواشی جلسات که میشه گفت و نوشت ، بنویسم .البته اگر می دونستم اینقدر سخته و کار می بره هیچ وقت قول نمی دادم.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت 10:56 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

والله فوالله اسرائیل اوهن من بیت العنکبوت

سید حسن نصرالله

و دوباره فرعون فرعون است و موسی موسی

و از میان ما و آنها

یکی شهید خواهد شد

و یکی قابیل

و تو زنده می مانی اسماعیل

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 مرداد1385ساعت 11:52 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو 

۵ شنبه ۲۶/۵/۸۵ از ساعت ۹:۳۰ تا ۱۹

ساعت ۹:۳۰ تا ۱۲:۳۰

سخنرانی آقایان : دکتر سعید حجاریان، دکتر ژند شکیبی، دکتر علیرضا علوی تبار و دکتر محسن کدیور 

ساعت ۱۳:۳۰

سخنرانی آقایان : دکتر سروش، حجت الاسلام سید علی طالقانی، دکتر سعید بینایی مطلق و دکتر محمد راسخ

ساعت ۱۶:۳۰ تا ۱۹

سخنرانی آقایان : دکتر محمود صدری، دکتر مراد فرهاد پور، دکتر علیرضا شجاعی زند و سرکار خانم دکتر سارا شریعتی

علاوه بر این سخنرانان از دکتر علی پایا، پروفسور براین ترنر، پروفسور گریس دیوی، دکتر داریوش شایگان، دکتر ابوالقاسم فنایی، پروفسور جوز کازانوا، دکتر فاطمه کشاورز، دکتر مصطفی ملکیان، دکتر آرش نراقی، دکتر سید حسین نصر و دکتر محمدرضا نیکفر آثاری ارائه می کنند که در سمینار توزیع می شود.

 

مکان: خیابان دکتر شریعتی - حسینیه ی ارشاد

 

مؤسسه ی گفت و گوی ادیان

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 1:23 قبل از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

در قسمت بالای سالن کنگره مراسم معنوی اعتکاف بر پا بود و ما برای نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا سعادت زیارت حضرات ایشان را داشتیم که امیدوارم ما را از دعای خیر خوش بهرمند ساخته باشند.سال گذشته نیز در قسمت فوقانی محل برگزاری کنگره هشتم که در دشت بهشت مراسمی بود البته نه اعتکاف که جشن عروسی بود.بقول ظریفی که میگفت سال گذشته به میمنت عروسی این زوج جوان سالی سرشار از شادی داشتیم که ان شا اله امسال هم از برکت مراسم اعتکاف ،سال پر خیر و برکتی داشته باشیم!

این نکته یادم رفت بگم که بعضی از اعتکافیون وقتی برخی از اعضای موثر حزب مثل دکتر خاتمی یا تاج زاده و چند تایی دیگر را می دیدند با خبر کردن دوستانشان فرد مورد نظر را با انگشت نشان یکدیگر می دادند و در گوشی صحبتهایی با هم می کردند!

یکی از مسائلی که امسال جلوه می کرد کنترل ورود و خروج اعضای اصلی کنگره به کمک بارکدهای مندرج در پشت کارتها بوسیله کامپیوتر بود که با این کار رسمیت داشتن جلسات و حضور دو سوم اعضا در داخل سالن به راحتی صورت می گرفت. مورد دیگر شمارش آرای شورای مرکزی و هیات داوری توسط کامپیوتر بود که برای هر کاندیدا شماره ای را تعریف کرده بودند که در اوراقی شبیه پاسخنامه کنکور با پر کردن شماره های  مربوط به هر کاندیدا (با مداد مشکی نرم!) به راحتی تمامی آرا شمارش شد.

فضای رقابتی با لابی های طرفداران کاندیدا ها تشدید می شد.

پس از شمارش آرا،بدلیل اینکه بعضی کاندیداهای انتخابات شورای مرکزی و هیات داوری نتوانستند حد نصاب نصف بعلاوه یک را داشته باشند،تعدادی از ایشان به مرحله دوم راه یافتند.

پس از پایان شمارش آرا تعداد رای هر کدام از اعضای شورای مرکزی به همان ترتیب است که جواد روح در شرق نوشته است.

دکتر خاتمی و دکتر رمضان زاده با آرای مساوی اول شدند و دکتر میردامادی و دکتر حجاریان با اندکی تفاوت نسبت به آرای نفرات اول، دوم شدند. اکثر افراد شورای مرکزی ابقا شدند و اندکی هم جای خود را به نیروهای جدید دادند.

پس از شمارش آرا اعضای شورای مرکزی پشت درهای بسته به رایزنی و صحبت برای انتخاب کاندیدای دبیرکل پرداختند و اعضای کنگره هم در بیرون از سالن منتظر دود سفید که از اتاق خارج شود و کاندیدای دبیرکلی را تعیین کند.اعضای اصلی و ناظر با تشکیل جمعای 4—5 نفری مشغول گفتگو و صحبت پیرامون دبیرکل آینده بودند که با باز شدن درب اتاق اعضای شورای مرکزی خارج شدند.فوری رفتم جلو و از دکتر ارغنده پور از کاندیداهای دبیرکلی سوال کردم و ایشان هم کاندیداتوری آقایان میردامادی و نعیمی پور را اعلام کردند.

این طور که از بعضی دوستان شورای مرکزی شنیدم دکتر رمضان زاده به دلیل مشغله زیاد کاری و اینکه نمی تواند وقت زیادی را بگذارد و دبیرکل آینده هم با توجه به شرایط موجود باید به مراتب وقت بیشتری را صرف امور حزب کند و دیگری حساسیت برخی افراد و نهادها روی ایشان با ادله ای از شورای مرکزی خواسته که کاندیدای دبیرکلی نباشد.

سایر کاندیداها هم با دلایلی اعلام داشته اند که نمیتوانند فعلا در سمت دبیرکلی فعالیت کنند و منشا اثراتی باشند.

دکتر میردامادی در چند سال اخیر در هیات اجرایی عملا موتور محرکه حزب و نظارت بر فعالیتهای اجرایی و تشکیلاتی را به خوبی رهبری کرده است و وقت زیادی هم در حزب می گذراندند کاندیدای اصلی دبیرکلی حزب شد .

چون طبق آیین نامه برگزاری کنگره و انتخاب دبیرکل، باید حداقل دو نفر به کنگره برای رقابت دبیرکلی اعلام شوند همانند دوره های گذشته که یکبار دکتر شکوری راد و یکبار آقای مزروعی در کنار دکتر خاتمی قرار گرفتند تا به نوعی رقابت و انتخابات باشد این بار نیز نعیمی پور یکی از اعضای شورای مرکزی و دوست دیرینه دکتر میردامادی در کنار او قرار گرفت تا این نحو انتخاباتی صورت گیرد.

غیر از تعیین دبیرکل و شورای مرکزی و هیات داوری،تغییراتی نیز در اساسنامه حزب صورت گرفت که مهم ترین آن ایجاد معاونتهای سیاسی،اجرایی و مناطق و دیگری تشکیل رکنی به نام دفتر دائمی انتخابات بود.

 

ادامه دارد....

 

پی نوشت: شنیده ها حاکی از آن است که از قرار معلوم دکتر عبداله رمضان زاده قائم مقام دبیرکل(آقای دکتر میردامادی) خواهند شد.

به نظر من در صورت صحت این موضوع ، مشکلاتی که دکتر رمضان زاده را از پذیرش پست دبیرکلی مشارکت منع می کرد ، مانعی برای پذیرش قائم مقامی دبیرکل نخواهد بود .چرا که برخلاف دبیرکلی حزب که نماد و اتیکت حزب به شمار می رود ، قائم مقام همانند دبیرکلی حساسیت برانگیز نیست.ضمن اینکه شخص دبیرکل نیز باید تمام اوقات خود را وقف حزب نماید اما قائم مقامی مانند دبیرکل ، وقت زیادی را نمی طلبد.

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 0:29 قبل از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

در پست قبلی«مشکات» قول داده بودم که از حاشیه های کنگره نهم مشارکت بنویسم اما جمعه شب که رسیدم از شدت خستگی خوابم برد و شنبه و یکشنبه هم به رتق و فتق امور ترم تابستانی دانشگاه و پیگیری امور مشارکت کاشان در فرمانداری گذشت ، این هم گزارش مختصری از حضور در کنگره البته با اندکی تاخیر:

1- بعد از هماهنگی با دوستان بزرگوار اصفهانی ،ساعت 30/4 صبح در پارک فیروزی جنب باغ فین صبحانه را با هم خوردیم و ساعت 30/5 بود که با دو ماشین به طرف تهران حرکت کردیم.15/6 در قم و ساعت 7 مرقد حضرت امام رسیدیم!(البته راننده در قم عوض شد و راننده دوم با سرعت مطمئنه! 160-180 تا تهران راندند).محل کنگره در بلوار مرزداران،خیابان ایثار، مجتمع فرهنگی امیرالمومنین بود که مدیریت آن آقای اشرفی اصفهانی فرزند شهید محراب آیت اله اشرفی اصفهانی هستند.مکان نسبتا خوبی بود و چنان که از دوستان کمیته برگزاری شنیدم پس از پیگیری حدود 40 نقطه برای محل کنگره ، حتی مذاکره با وزارت  کشور هیچ محلی در اختیارشان قرار نگرفته بود. خدا هم به ایشان خیر دهد و هم به ایشان رحم کند که مورد لطف و مرحمت بعضی قرار نگیرد!

نسبت به مکان کنگره هشتم(دشت بهشت) مکانش بهتر بود و داخل سالن هم خنک تر بود.

در مراسم افتتاحیه می شد همه طیفهای فعال سیاسی را دید.از نهضت آزادی و فعالین ملی-مذهبی تا مجمع روحانیون و اعتماد ملی که در راس همه آنان آقای خاتمی بودند . از دوستان شنیده بودم که قرار است ایشان در مراسم افتتاحیه شرکت کنند و به چندتایی از دوستان که گفتم،جواب دادن دروغه!خاتمی کنگره هیچ حزبی را تا کنون نرفته.

قبل از شروع مراسم آقای شفیعی مطهر که از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان ایران که همشهری عزیزمان است دیدم.حال و احوال کردیم و ایشان وضعیت گروههای سیاسی شهر را برای خبرگان و شوراها جویا شد.

قبل از شروع مراسم حضار چند بار کف ممتد زدند:یکی برای ورود خاتمی- برای ورود حجاریان

پس از 45 دقیقه تاخیر مراسم شروع شد و آقا رضای خاتمی صحبت کردند. حضار ایشان را حسابی تشویق کردند.حس کردم که بعد از سخنرانی حال ایشان متغیر شده که در کسوف عکسای ایشان رو دیدم فهمیدم که درست حدس زدم.

بعد از پایان افتتاحیه طبق معمول مراسم حال و احوال شروع شد.ابطحی رو دیدم.بعد از روبوسی و سراغ – احوال، از پدر و برادرشون پرسیدم .فکر کنم آخرین باری که دیدمشون کنگره پارسال بود.(اقلاً در دولت اصلاحات ، سالی یه بار در مسافرت به کاشان ایشون رو زیارت میکردیم!)

بیرون سالن آقایان ارغنده پور،شکوری راد،قابل،شریعتی،تاج زاده ، رمضان زاده،بدیعی،شیرزاد وبعضی دیگر از اعضای شورای مرکزی حزب رو دیدم و طبق معمول سلام و احوالپرسی و پیرامون وضعیت مشارکت کاشان کمی گپ زدیم .

از مهمترین مسائلی که هرسال تحریک می شم به حضور در کنگره (با همه مشقاتش) اینه که دیدار ها تازه می گردد و در حاشیه مباحث گپ هایی زده می شود!

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 مرداد1385ساعت 0:23 قبل از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

فردا آخرین روزی است که سید محمد رضا خاتمی ، دبیرکل جبهه مشارکت است. حتی بی انصاف ترین منتقدان حزب احترام خاص و ویژه ای برای وی قائلند.نه به خاطر نسبتش با رئیس جمهور سابق که به خاطر شخصیت و کارنامه قابل قبول وی. کسی به حق یکی از شرافتمند ترین اشخاص مرکزیت حزب است که در زد و بندهای سیاسی پشت پرده نبوده و از رانت برادرش استفاده ای نبرده است و همیشه بر شفافیت تاکید ویژه ای داشته است.

به نظر من همین نکته که بعد از رفتنش از این سمت و قرار گرفتن شخصی دیگر در جایگاه دبیرکلی حزب ، عده ای از فروپاشی حزب در مناطق و یا رادیکال شدن حزب و یا اصلاً حضور طیفی از نیروهای سنتی چپ که به نوعی «ترمز دستی» برخی فعالیتهای حزب باشند واهمه دارند ،خود دلیلی بر عملکرد و مشی مثبت و مثال زدنی دکتر خاتمی است که توانست نیروهای سنتی و رادیکال را به خوبی در کنار هم راهبری کند و چنین است که از معدود افراد مرکزیت حزب است که از محبوبیت بالایی بین نیروها، اعضا و هواداران( و یا حتی سایر فعالین سیاسی) برخوردار است و به نوعی روی ایشان اجماع خاصی وجود دارد.

بعضی از افراد پس از خروج از منسب و جایگاه حقوقی خود کم کم به فراموشی سپرده می شوند و چون به نوعی شاید محبوبیت و معروفیت خود را وامدار سمت خود باشند ، بعد از مدتی کم کم به نیرویی با محبوبیتی پایین و یا اصلاً پس از نقد کارنامه اش به شخصیتی منفور! تبدیل می شوند اما سید محمد رضا خاتمی چه دبیرکل مشارکت باشد و چه نباشد فردی که در منش و اخلاق و سیاستمداری و صراحت اش برای من و بسیاری از فعالان سیاسی عملکردی قابل دفاع تر و مقبول تر از سایر نیروهای وابسته به جریان اصلاحات و حتی در برخی از موارد برادر خویش دارد چه آنکه سید محمد خاتمی با نجابت و معصومیت مثال زدنی اش و دم فروبستن در مواقع حساس ……

علی رغم اینکه انتقاداتی هم بر بعضی فاکتورهای عملکرد سید محمد ضا خاتمی دارم(چنانکه هیچ کس را مطلق ندانسته و در پی توجیه و یا تایید کارها و خطاهای احتمالی نیستم) امیدوارم با رفتن آقا رضای خاتمی، جانشینی همچون وی نصیب حزب شود و فرد منتخب با مشی و مرامی همچون ایشان، روش و منش وی را انتخاب نماید تا بتوانیم با حرکت در چهارچوب «معنویت،عدالت و آزادی» به هدفمان که "ایران برای همه ایرانیان"است دست یابیم .

 

 

**فردا و پس فردا برای شرکت در کنگره نهم حزب در تهران هستم.همانطور که قبلاْ گفتم این کنگره به نظر من یکی از مهمترین و سرنوشت ساز ترین کنگره های حزب در طول سالهای پس از تاسیس است.امیدوارم با ترمیم و تغییر در شورای مرکزی و انتخاب دبیرکلی با اکثریت قاطع آرا بتوانیم در روند کنونی فعالیتهای سیاسی کشور تاثیر گذارتر باشیم.ضمناْ سعی میکنم از حواشی جالب کنگره مطالبی را برای"مشکات" تهیه کنم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 مرداد1385ساعت 2:6 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

در تایید مطالب برادر حسین می خواهم بگم که:

مدتی پیش در جمع فامیل صحبت بود بهشون میگفتم خداوکیلی ببینین زمان انقلاب تو فیلمها و عکسهایی که نشون می دهند یک جوان زیر 30 سال کچل یا با موهای جو گندمی می بینید!؟

مدام این ملت ما از صبح تا شب ناراحتی و اعصاب خوردی و هزار درد سر دارند وقتی میان به کانون گرم خانواده خودشون برای استراحت و رفع خستگی و پای این جعبه جادویی می نشینند ، شبکه اول  یارو معتاد و خانواده بد بخت شبکه دوم طلاق شبکه سوم مردن و تشییع جنازه شبکه چهارم ..........

جدای از بحث فیلمهای مبتذل قبل از انقلاب واقعا به سختی میشه بین فیلمهای اون زمان فیلمی رو پیدا کرد که تا این حد مرده و تشیع جنازه و غم پشت غم داشته باشد.

من زیاد اهل فیلم دیدن نیستم چون همه بی مزه است و بی سر و ته (فقط ماه رمضون پابند فیلمهای قشنگ سیما هستم).دو هفته پیش موقع شام این فیلم راه شب رو می دیدم سرنوشت مدرسه کودکان استثنایی و گریه ها و ناله های حواشی آن زدم یه کانال دیگه دیدم یه یارویی مرده مراسم ترحیمشه!

فک و فامیل جمعه شب بعد 40 روز عزاداری و گریه و زاری برا عمه مرحومم کم کم لباس سیاه رو از تن در آوردند و همه رفتیم بیرون برا گردش و بعد دوباره که اومدیم خونه و این فیلم مزخرف نرگس شروع شد.کم کم  گریه و همدردی با خانواده نسرین شروع شد و بعد از فیلم هم این گریه و زاری ادامه داشت.

باید به کدوم شخصیتی بگم که ملت ما شادی میخوان به اندازه کافی غم و اندوه دارن(اگه نگم به اندازه کافی غم و اندوه براشون ساختین!)

مردم برای آرامش ، رفع بیکاری و سرگرمی به تلویزیون پناه می آورند تا اوقات فراغت خود را بگذرانند نه اینکه شریک غمهای فرضی یک بازیگر شوند که به خاطر گریاندن مردم از صدا و سیما حقوق میگیرد!

 

**جلسه جشن 100 سالگی مشروطیت که دیشب در خانه تاریخی احسان برگزار شد خیلی خوب بود.سعی میکنم گزارشی از صحبتهای سخنرانان خصوصاً آقای اسلامی (رئیس مشارکت حوزه کاشان) را روی وبلاگ بذارم. جای همگی خالی موسیقی سنتی اش خیلی حال داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 مرداد1385ساعت 4:36 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

پنجشنبه دومین جلسه فراکسیون جوانان عضو کنگره حزب بود. از مناطق و حوزه های مختلف حزب جوانانی که حق رای در کنگره دارند حضور داشتند .صحبتها و مذاکراتی جهت هماهنگی بین جوانان جهت کنگره نهم حزب در 19 و 20 مرداد(پنجشنیه و جمعه هفته جاری) انجام شد.

ازبین گزینه های موجود و مطرح برای تصدی دبیرکلی جبهه مشارکت پس از رایزنی و رای گیری بین حاضرین،با اکثریت قاطع آرا دکتر عبدالله رمضان زاده برای تصدی این پست انتخاب گردید.

دلیل موافقت و تاکید من بر گزینه رمضان زاده این بود که:

1- وی از محبوبیت بیشتری نسبت به سایر افراد مطرح برای این پست در بدنه حزب - حوزه ها و مناطق - برخوردار است.حتی بین کسانی که عضو حزب نیستند و فعال در سایر تشکلها و احزاب سیاسی – اجتماعی هستند.

در بین آنانی هم که یا از سیاست خوششان نمی آید و یا به برخی فعالیتها و مواضع حزب انتقاد دارند رمضان زاده فردی مطلوب و تا حدودی محبوب به شمار می رود .

2- به نظر من هواداران حزب و آن دسته از معتقدان به شعار دموکراسی و حقوق بشر که در انتخابات نهم ریاست جمهوری کاندیدای مشارکت(دکترمعین) را برگزیدند،شخصیتهای سنتی که می توانند «ترمز دستی» برخی فعالیتهای حزب شوند را بر نمی تابند.شایسته و بایسته است که برای ارتباط بیشتر و محکم تر با آنان دبیرکل حزب فردی برخاسته از بین آنان باشد که با درک مطالبات آنان به راحتی بتواند این قشر را رهبری کند نه اینکه این جماعت را از فعالیتهای مشارکت مایوس کند که حزب را متهم به درجا زدن و یا عقبگرد کنند!

3- حزبی که خود را عنصر موثری در بین اصلاح طلبان پیشرو می داند و در جبهه دموکراسی و حقوق بشر نیز از وزن خاصی برخوردار است یقیناً باید دبیرکل حزب نیز متناسب با فعالیتها و مواضع حزب باشد.

4- دبیرکل ، نماد و نوک هرم یک حزب به شمار می رود و با تغییراتی که در معاونتهای دبیرکل در کنگره نهم صورت می پذیرد نقش دبیرکل پررنگ تر و اجرایی تر می گردد .حضور شخصیتهای اجرایی – تشکیلاتی و یا اقتصادی در راس مدیریت یک حزب سیاسی نمی تواند چاره ساز باشد. باید موتور محرکه و کتالیزور فعالیتهای حزب برای خروج از این روزمرگی و مرگ تدریجی ، فردی سیاسی – اجتماعی با مقبولیت بالا بین اعضای کنگره - که برخاسته از بدنه حزب در تمام نقاط کشورهستند - باشد که با رای بالایی انتخاب شود تا به راحتی بتواند راهبری و مدیریت همه امور حزب را انجام دهد و اجماعی که بر سر دبیرکلی دکتر خاتمی در سالهای اخیر بود حول محور دکتر رمضان زاده شکل گیرد.

شخصیتهای اقتصادی و تشکیلاتی با توان اجرایی بالا هم می توانند در معاونتهایی که برای دبیرکل تعبیه شده است همراه وی در پیشبرد برنامه حزب باشند.

5- انتخاب رمضان زاده تاکید و تایید شعار اصلی حزب یعنی ایران برای همه ایرانیان است که خود همراهی وهمیاری قومیت ها را به دنبال خواهد داشت.

6- ارتباط نزدیک و روابط وی با آقای خاتمی(رئیس جمهوری سابق) و همراهی او با آقا رضای خاتمی دبیرکل فعلی ، خود می تواند آینده مثبت و روشنی از فعالیتهای حزب را رقم زند.

7- شاید بیشترین ضربه به موقعیت و پایگاه اجتماعی مشارکت از ناحیه احزاب سنتی چپ بوده است که با اعمال سلیقه خود در برخی امور در حزب شعار خود را با روپوش و روتوشی نو به نام مشارکت قالب کرده اند که با حضور شخصیتی مثل دکتر رمضان زاده این جریان دخالتهای خود را تعطیل می کند .

8- بعضی حدس می زنند که با حضور فردی مثل عبدالله رمضان زاده در دبیرکلی مشارکت حزب در نظر مخالفین رادیکالتر می شود و زمینه برخوردهای شدید و برچیدن بساط حزب را فراهم می آورد.به نظر من اقتدارگرایانی که با مشارکت مخالفند ربطی به دبیرکلی دکتر خاتمی و دکتر رمضان زاده و این و آن ندارند.با فعالیتها و کلیت حزب مخالفند.با شعارهای حزب مخالفند.با همه چیز حزب مخالفند و موضوع برخورد با مشارکت به هم نظر من امری منتفی است.بقول دوستی که میگفت حتی نهضت آزادی که این آقایان غیر قانونی اش می خوانند در جریان برخورد با نیروهای ملی–مذهبی که تعدادی از ایشان دستگیر شدند جرات برخورد با دبیرکل اش را نداشتند .آیا مشارکت به ذم این آقایان اوضاعش بدتر از نهضت آزادی و در تقسیم بندی های جناح حاکم غیر خودی تر از نهضت آزادی است؟

برخورد حذفی با حزبی که 8 سال در دولت ، 4 سال در مجلس اکثریت را در اختیار داشته است و در بین احزاب اصلاح طلب موقعیتی خاص دارد - علی رغم همه مشکلات و فشارهای سیاسی وارد به حزب - به این راحتی که بعضی فکر می کنند نیست.

بهرحال مهم ترین و سرنوشت سازترین کنگره مشارکت از ابتدا با تا کنون کنگره نهم است.هم دیگر مسئولیتی در حاکمیت ندارند و به نوعی اقلیت محسوب می شوند و در بعضی جهات هم در مضیقه هستند و هم با رفتن شخصی مثل دکتر خاتمی که همه حزب روی ایشان اجماع خاصی داشتند می تواند سرنوشت جدیدی برای حزب رقم بزند و حتی مسیر حزب را عوض کند.

با انتخابی درست در شورای مرکزی و دبیرکل حزب راهی که سید محمد رضا خاتمی پیمود با صلابت و پتانسیلی بیشتر پیموده شود و آینده را برای خود تضمین کنیم و یا با انتخابی سنتی و مصلحت اندیشانه مشارکت را تبدیل به همبستگی  کنیم و برای همیشه افسوس انتخاب خود را بخوریم.

+ نوشته شده در  شنبه 14 مرداد1385ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

 مثل آنان در انجیل چون کشتزاری است که جوانه خود را از خاک بر آورد، پس آن را مایه دهد تا ستبر شود و بر ساقه خود بایستد و دهقانان را به شگفت آورد تا خدا از بالندگی آنان کافران را به خشم افکند.خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند آمرزش و پاداش بزرگ وعده کرده است.

قرآن مجید

 

علی رغم انتقاداتی که شاید به برخی رفتارهای حزب الله لبنان وارد باشد و اینکه بعضی با مصادره به مطلوب قضایای فلسطین و لبنان و با موج سورای قصد رسیدن به اهداف شوم خود را دارند ، اما دلیلی بر عدم حمایت از مردم مظلوم و زجر کشیده و رزمندگان حزب الله لبنان نمی بینم .

رزمندگانی که یقیناً تفاوتهای چشم گیری با بعضی هم میهنانمان دارند که با برچسب حزب الله به جای رزمنده ، زرمنده شده اند!!!

مردم لبنان در اخلاق و شیوه پایداری مثال زدنی و همانند مردم کشورمان در جریان جنگ 8 ساله هستند.

دشمن صهیونی هم با تفکراتی پوچی شبیه صدام و اصحابش در سال 59 که 2 سال پس از تغییر رژیم سلطنتی و آغاز حکومت نوپای جمهوری اسلامی با خیال خام خود قصد حمله و تصرف 3 روزه ایران را داشتند،اینان نیز پس از پیروزی حزب الله در دست گرفتن کشور و دولت ، سرکوب شدید نیروهای حزب الله لبنان را در دستور کار خود قرار داده اند که امیدوارم با هوشیاری و مقاومت مردم و حزب الله لبنان و همراهی و همیاری کشورهای معتقد به حقوق بشر خصوصاً کشورهای مسلمان به زودی با پیروزی حزب الله لبنان شاهد آتش بس و جلوگیری از جنگی جهانی و تمام عیار در خاورمیانه باشیم.

 

 

* عذر تاخیر؛

از اینکه نتونستم مدتیه وبلاگ رو آپ کنم از دوستان بزرگوار واقعاً عذر خواهی میکنم.2 مطلب نیمه کاره درباره موضوعات سیاسی جاری در کشور نوشتم و آنقدر درگیر بعضی کارها ( از جمله شماره مردادماه نشریه طوبی، مباحث داخلی مشارکت کاشان و جلسات پیرامونی کنگره نهم حزب ، دانشگاه و... ) شدم که نتونستم اون 2 مطلبم رو تموم کنم تا اینکه تاریخ مصرف مطالب گذشت . بهر حال پوزش من رو پذیرا باشید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 3:22 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  |