تبليغاتX
مشکات
مَثَلُ نورِهِ کَمِشکوة

 

دوستی تعریف می کرد که مدتی پیش در زیر نویس های شبکه خبر خوانده  که بزرگواری فرموده اند بیش از 70% مشکلات مردم در سفرهای استانی رئیس جمهور حل می شود.

ابتدا باورش برام سخت بود اما وقتی در ماهنامه گزارش چنین مطلبی رو خوندم ، شک ام به یقین تبدیل شد.

ادعای مهمی است. یعنی به ازای هر 100 نفر، 70 نفر از مردم مشکلاتشان حل می شود.اگر کمی به این سخن دقت کنیم یعنی در صورت ادامه سفرهای استانی رئیس جمهور به استانها کم کم اکثر مشکلات مردم حل می شود که این کار مثبت می تواند حرکت به سوی کشوری آرمانی و ایده آل را سرعت بخشد .

کارامدی و وجدان کاری در دولت به حدی بالاست که در یک سفر چند روزه به یک استان مشکلات چند میلیون نفر از مردممان حل می شود.

یقیناً آن 30% با قیمانده انتظارات  و مشکلات بزرگی دارند که فعلاً از توان دولت خارج است که انشا اله با شروع به کار صندوق مهر رضا (ع) این 30% هم سیری نزولی پیدا کند که همه مردم بتوانند از خدمت رسانی دولت عدالت گستر و مهرورز بهره مند شوند !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 تیر1385ساعت 9:42 قبل از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

 

1- برای بازداشت مهندس موسوی خوئینی مطالب زیادی نوشته و سخنان بسیاری گفته شده است که در چند ساله اخیر و با توجه به دستگیری و برخورد با فعالین سیاسی چنین حجمی از موضع گیری اگر بی نظیر نباشد ، کم نظیر است.

شخصاً هنوز با علی اکبر موسوی صحبت ، ارتباط و یا مراوده ای نداشته ام اما کم و بیش از دوستان- خصوصاً این همشهری - و بعضی نمایندگان همکارش در مجلس ششم نکاتی درباره ایشان شنیده ام که اکثریت قریب به اتفاق، ایشان را فردی اخلاقی و در عین حال فرهیخته می دانستند.

جدای از بحث چرایی حضور شخص ایشان در چنین جمعی که احتمال برخورد با شرکت کنندگان بسیار زیاد است نکته ای که برای من مهم تر از دستگیری مهندس است همبستگی و اتحاد فعالین سیاسی برای آزادی موسوی است که برای کمتر کسی می توان گستره ای به این وسعت از نیروهای فعال سیاسی را دید .

نکته ای که در چند جا برای من مبهم است و هنوز پاسخی برای آن پیدا نکرده ام این است علی رغم وجود اختلاف نظرات و سلایق متفاوت در عرصه سیاست ، مهندس موسوی خوئینی کاندیدای ائتلاف اصلاح طلبان برای مجلس ششم بود و پس از انتخاب نیز عضوی از فراکسیون مشارکت در مجلس بود. جا داشت گروههای اصلاح طلب خصوصاٌ اصلاح طلبان پیش رو موضع گیری قاطع تر و پیگیری خاصی جهت آزادی ایشان انجام دهند.

جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر هنوز اعلام موجودیت نکرده و فعالیت خود را آغاز نکرده است که جهت آزادی این عضو خود (علی اکبر موسوی خوئینی) فعالیتی انجام بدهد اما شایسته است اعضای جبهه موصوف و خصوصاً جناب دکتر معین که ایشان را - همچون مهندس موسوی خوئینی- اخلاق گرا و فرهیخته می دانم موضع گیری و فعالیتی ویژه در این باره داشته باشند.

با گشوده شدن پرونده ایشان از زمان نمایندگی مردم تهران در مجلس بعید می دانم به این راحتی مهندس را آزاد کنند اما امیدوارم به زودی از بند رهایی یابد.

2- (منهای آشنایی و ارتباطم با این جناب) ، در رابطه با دستگیری آیت اله سید حسن و حجه الاسلام سید تقی ابطحی علی رغم اختلاف نظراتی که با ایشان دارم چنین شیوه برخورد آنهم با یک عالم دینی مسن و بیمار را ناشایست و ناپسند می دانم.

وقتی جریان دستگیری را تلفنی یکی از دوستان به من خبر داد در ابتدا باورش برایم مشکل بود. چون در بعضی تفکرات دینی قرابت هایی با جناح حاکم دارند. اما به چه دلیل چنین برخوردی صورت گرفته است را نمی دانم.

بهرحال خدا کند با رفع سوءتفاهمات این دو بزرگوار نیز به کانون گرم خانواده خود باز گردند.

3- و اما فوتبال.

اصلاً از فوتبال خوشم نمیاد.یعنی از دوران کودکی تا کنون.

شاید اصلاً 10 بار فوتبال بازی نکرده باشم اما یقین دارم یکبار بازی فوتبال رو کامل ندیدم.

حتی حوصله دیدن بازیهای تیم ملی را هم ندارم. حالا ببینید در این یک ماه اخیر چه بر من گذشت. هر جار برم صحبت از فوتبال. همه کانالهای تلویزیونی ، سایتها و وبلاگها ، فوتبال.توی تاکسی بحث سر تیمهای محبوب.

آنجا بیشتر عذاب آور بود که توی تاکسی در بین نظرات فوتبالی نظر من رو هم جویا بشن و منم برا اینکه ضایع نشم بگم دیشب ندیدم!!!

یا مراقب امتحان دانشگاه اسم داور از من بپرسه!

سراغ هرکس بری فوتبال تماشا میکند و دنبال این است همه را بپیچاند!

حتی کار به جایی کشید که بعضی اعلام داشتند که جلسه شورای شاخه رو از 8 تا 10 شب بگذارید که به فوتبال برسیم.

البته درست است در منزل ما پسر خانواده سری در ورزش و فوتبال ندارند اما خوشبختانه صبیه های محترمه این خلاء را پر کرده اند و تمام برنامه های ورزشی همه شبکه ها را تماشا میکنند!

بهر حال نمیدونم کی شروع شد حتی ایران چه تاریخی بازی داشت - فقط از سبک شدن ترافیک و خلوت شدن خیابونها می فهمیدم چه خبره-

بهر حال ؛

 از روزای اول می پرسیدم کی تموم میشه؟

... : 18 تیر

آخ که کی بشه این یکشنبه بیاد و ما راحت بشیم!

 

پی نوشت:

جمعه درجه هوای کاشان ۴۹ و امروز ۵۱ درجه سانتیگراد بود. جای همه تون خالی داریم کم کم کباب می شیم!

البته رفته رفته درجه هوا زیاد میشه و از اواخر تیر و اوایل مرداد شدت می گیره و مرز ۵۵ رو هم در می نوردد که این وضعیت نیمه مرداد اوج می گیرد و سپس کم کم سیر نزولی به خود می گیرد.

 

+ نوشته شده در  شنبه 17 تیر1385ساعت 6:22 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

 

یکی از دوستان برای من SMS زده که چرا نظر من رو تایید نکردی و سانسور کردی!

منم بی خبر از همه جا ، الان که برای وبلاگ چند تایی از دوستان کامنت گذاشتم دیدم که نمایش داده نمی شود و فهمیدم قصه چیه.

بزرگوارانی که زحمت کشیدن و کامنت گذاشتن اگه می بینن که در قسمت نظرات درج نشده ، چون به دست من نرسیده و من سانسور نکرده ام !!

در قسمت تایید نظرات اکثریت قریب به اتفاق رو تایید میکنم مگر اونایی که کلماتی بی ادبی و رکیک داشته باشه و برای اشخاص دیگر مطالبی داشته باشه.

 

ارادتمند

+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 تیر1385ساعت 10:53 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

 

2--3 روزه می خوام بنویسم . یا وقت نمیشه یا فکر میکنم ننویسم بهتره .چون بعضی مثل همیشه ما رو مورد لطف قرار می دهند و می گن: چون شما جوجه مشارکتی ها! چشم دیدن ایشون رو ندارید  ....

ولی بهر حال

روز شنبه در جلو کیوسک روزنامه فروشی نیم نگاهی به کیهان انداختم و به خاطر تیترش خریدم.

مصاحبه با کروبی بود.یقین داشتم خیلی دُر افشانی کرده برا همین در اولین فرصت خوندمش.

نمیدونم کسی که خودش رو کهنه کار سیاسی میدونی و دم از وحدت اصلاح طلبان می زنه و قصد داره شیرازه ای برای جبهه اصلاحات باشه چرا اینقدر شعورش رو به رخ همه میکشه !

کسی که خود را پدر معنوی اصلاحات می داند و ادعای منم منم اش گوش فلک رو پر کرده ؛

من خاتمی رو رئیس جمهور کردم .من مجلس ششم رو درست اداره کردم وگرنه فلان می شد.من سال 65 چی گفتم .من سال 71 جناح رقیب را تهدید کردم.من من من...چرا اینقدر خودش را سخیف می کند و با سخنانی آنچنانی و در مصاحبه با کیهان ، با سخنانی متکبرانه خود را عاقل قومی می داند و دیگران را همچون کودکانی سفیه و بی تجربه تحقیر می کند تا خود و حامیانش "بزرگتر" جلوه کنند.

بقول معروف که میگن پیروزی 1000 پدر و مادر داره و شکست نا مادری و نا پدری هم ندارد ایشون هم بعد از شکستش در انتخابات اپسیلونی احتمال اشتباه در خود ، شعار و اعضای حامی اش نمی دهد و تمامی دلایل شکستش را به گردن این و آن می اندازد.

تاسیس اعتماد ملی به خودی خود کاری بسیار پسندیده و در خور تمجید است اما آیا با چنین رفتاری و سخنانی از ایشان و سایر اعضای شورای مرکزی حزب خصوصاً حضرت منتجب نیا قائم مقام ایشان ، خواهند توانست قدرت را قبضه کنند و معنای اصلاح طلب واقعی را به همه نشان دهند. هنوز به صحنه نیامده بد جور پدر خوانده بازی و ادبیات متکبرانه را سرلوحه کار خود قرار داده اند .

اعضای شورا مرکزی حزبش برا هرموضوعی صحبت کنن و یا مقاله بنویسن به شیوه معمول مردم دارالمونین برره گوشه چشمی به ایشون دارن و مشغول تعریف و تمجید از حضرت ایشان.

علی رغم اینکه از حافظه قوی ایشون و قدرت چینش حوادث در کنار خاطرات تلخ و شیرین خوشم میاد ولی در این مصاحبه شیخ الشیوخ بد جور زد اوت.

بنده خدا فکر میکنه رایش رای به تفکرات سیاسی یا مواضع ایشون در دهه های اخیر بوده ( که نبوده).رای به 50 هزار تومن شما بود که شخصیت خودتون رو در حد یک لمپن تنزل دادین و تراول 50 هزار تومنی با عکس خودتون رو روستاها پخش کردین.نوعی شارلاتانیزم رو در تبلیغات انتخاباتی تون دنبال کردین که مثلاً ابتدا گفتین در صورتی که مهندس موسوی قبول کنند ایشان معاون اول بنده است .گرچند این جور کارا ، مال تازه به دوران رسیده است.بعد پوسترای این چنینی چاپ شد : مهندس موسوی معاون اول کروبی !!

جناب کروبی !

انداختن باخت به گردن مشارکت و سازمان ومجاهدین و بعضی دوستانتان در مجمع ، کاری بسیار ناشایست است . و یقیناً خود شما واقفید که چنین سخنانی به سود چه کسانی است؟

رای شما بسیار بسیار بالاتر از از شخصیت شما بود. شما در  دوران طلایی اصلاحات که هر کس با اسم جبهه دوم خرداد وارد صحنه می شد بالاترین آرا را کسب می کرد در انتخابات مجلس ششم ، بیست و هفتم شدید و انتخابات مجلس هفتم هم که داعیه دار حضور تحت هر شرایطی بودید ، سی و چندم شدید ، چطور الان مدعی هستید که این آرا برای شحصیتی سیاسی همانند مهدی کروبی است که سالیان سال از مهره های اصلی جناح چپ به شمار می رود؟

شما که خود را شیخ اصلاحات لقب داده اید و در زمان مجلس ششم خود را پرچمدار اصلاحات نامیدید کدام شعارتان سیاسی بود؟آیا شما در تبلیغاتتان صحبت از اصلاحات کردید؟یا لشکر گرسنگان را نوید حمایت دادید؟

نمی گویم شعار اقتصادی دادن و صحبت از معیشت مردم حرف بدی است ولی بدانیم که شعارهر کس نمودار شخصیت و تفکر اوست و آرا مردم به هر شخص ، تایید شعار و برنامه او در انتخابات است.

به نظر نگارنده کسانی که در شرایطی فعلی با چنین سخنان سخیفی اختلافات را دامن می زنند نمی توانند مدعی حلقه وصل در جبهه اصلاحات باشند و یا در حد رهبری جبهه اصلاحات باشند.

کسانی که شما با سخنان خود چنگ بر رخسار آنان می کشید به راحتی می توانند با مصاحبه هایی مفصل تر و مقالاتی گزنده تر شما را بنوازند ولی در چنین وضعیتی شعورشان اجازه جبهه گیری و دامن زدن به اختلافات قبلی نمی دهد.آنان به خود اجازه نمی دهند که فرصت طلایی بدست آمده در انتخابات شوراها و خبرگان به راحتی از دست برود و با قبول برخی اشتباهات سعی در ترمیم جبهه اصلاحات دارند.

آنان به راحتی می توانند با سخن گفتن از جریانات پشت پرده در مجلس ششم خصوصاً جریان تحصن و قانون مطبوعات که شما مدال افتخاری برای خود می دانید ، به راحتی چهره بعضی ها را نمایان سازند و به همه بفهمانند فرصت طلب و اصلاح طلب کیست؟

بهتر است قبل از ارتباط با مردم برای برقراری "اعتماد ملی" سخنان پوچ و بیهوده تفرقه انگیز و تحقیر آمیز قبلی را کنار گذاریم و زمینه اعتماد و احترام متقابل درجبهه اصلاحات را فراهم آوریم .

 

در این زمینه مطلب علی پیر حسین لو  و  علی اصغر شفیعیان هم خواندنیه.

 

پی نوشت:

 

I-                   باز هم تند تند نوشتم و بدون ویرایش ... ببخشید . اصلاً فرصت آپدیت کردن "مشکات" رو ندارم ولی خیلی سعی کردم در حد وسع ام مطلبی برا صحبت های جناب کروبی بنویسم.

 

II-                از همه دوستان و بزرگوارانی که این ایام  با SMS ، آفلاین ، تماس و یا حضوری درگذشت عمه عزیزم - که واقعاً حق مادری بر گردن من داشت - را به من تسلیت گفتند صمیمانه تشکر می کنم . ان شاءالله تو مراسم شادی شان بتونم جبران کنم.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 تیر1385ساعت 2:8 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  | 

 

1- امتحانات پایان ترم دانشگاه دروس مهم و پایه 4 واحدی هستند و بعضی درسها هم کم اهمیت مثل تربیت بدنی که 1 واحده . بعضی درسها هم واحد ندارن مثل روخوانی!

رغبت دانشجو به درسهایی آسون که 1 یا 2 واحدی هستند بسیار بیشتر از درسهایی است 3 یا 4واحدی هستند .چون هم استاداش خوب نمره می دن و سخت گیر نیستن هم میشه نمره بالا گرفت اما در محاسبه معدل ترم هر نمره در تعداد واحد اون درس ضرب میشه تا معدل محاسبه بشه یعنی نمره 15 درس 4 واحدی ارزش از نمره 20 درس یه واحدی بیشتره !

بعضی درسهایی هم هستند که پیشنیاز دیگری هستند رو اگر پاس نکنی حتی اگر درس بعدی اش رو با هم در یه ترم  هم نیاز کرده باشی و گرفته باشی باعث حذف اون میشه .مثلا تو رشته ما اگه طراحی اجزاء ماشین1 و 2 رو با هم بگیری و طراحی 1 رو بیفتی اگه طراحی اجزاء 2 رو 20 هم بگیری ، بی فایده اس چون درس پیش نیازش رو افتادی و نمره و زحماتت هیچ ارزشی نداره.

حالا شبیه کارای بعضی مسئولین مهرورز ماست که کارای کم اهمیت(اگر نگم بی اهمیت) رو به شدت بهش بها میدن و برخی ملت هم کف بر میشن اما کارای بسیار مهم رو مسکوت می ذارن که بعدا سر صبر انجامش بدن!

 یا برخی کارا که پایه و اساس همه امور است و اشتباه کوچیکی در اون زمینه میتونه همه عرصه ها رو تحت الشعاع قرار بده و به چالش بکشه و تضعیف کنه رو بی اهمیت می انگارند و بی خیالش می شن و میرن سراغ کارای دهن پر کن و حرف هایی با تاریخ مصرف لحظه ای.

2- جو سیاسی رو بد تر از این تصور می کردم و اقتصاد و سیاست خارجی رو خیلی بهتر از این.

جو سیاسی رو نتونستن زیاد تغییر بدن ولی تا حدودی دستکاری کردن.چون فعلا کارای مهمتری دارن و درگیری ها و بحثایی که در زمینه "هسته ای" بوجود آمده (بخونید بوجود آوردن!) دست پاشون رو بسته و اونا رو به احتیاط وا داشته.گرچند فضای سنگین برای فعالین سیاسی محسوس شده و اگه لازم بشه مهرورزی هم خواهیم شد!

بهر حال

خیلی ها میگن بد کار کرد.بعضی هم میگن خوب کار کرد.برای سنجش هر چیز باید مقیاس معینی تهیه کرد که در دسترس همه باشه که همه بتونن با شناخت و دقت به راحتی به نتایج مشابه برسن . اگه میخواین مقیاس ثابت و قابل درسترسی برای همه رو میزان سنجش احمدی نژاد قرار بدین از تاریخ 2 خرداد 76 تا 2 خرداد 77 رو در جمیع جهات بذارین کنار این یک سال.یعنی سال اول مدیریت خاتمی در مقایسه با سال اول مدیریت ایشون . یقیناً راهگشا خواهد بود.

نمیشه با بعضی حرفای توخالی کارنامه کسی رو مثبت و یا منفی ارزیابی کرد.

 

پی نوشت:

میخواستم در پایان این مطلب نتایج و درصد آرای اعلام شده توسط وزارت کشور در دور اول و دوم انتخابات نهم ریاست جمهوری در بعضی حوزه های انتخابیه - که میزان شرکت کنندگان آنچنان زیاد بوده که از ۱۰۰ هم گذشته! - را روی وبلاگ بذارم که دچار خود سانسوری شدم.

* تیتر این مطلب از بیانیه یکی از مجامع شهر پس از رای آوردن کاندیدایشان گرفته شده که آرا به صندوق ریخته شده به نفع این کاندیدا را آرای فاطمی و آرای بقیه را.......

+ نوشته شده در  شنبه 3 تیر1385ساعت 3:27 بعد از ظهر  توسط صادق صدق گو  |