|
|
|
|
|
یه چند وقتیه بدجور کار دارم، اینقدر که خودمم باورم نمیاد که ۸ صبح از خونه بزنم بیرون و تا ساعت ۱ وقت کم بیارم. از کارای دانشگاه بگیر که ان شااله گوش شیطون کر ترم آخرمه و هر روز باید برم دانشگاه تا کاری اقماری دیگه یا بقول معروف «هزار رقم کار بیخودی»! خلاصه بقول آدم بزرگا «حسابی سرم شلوغه....!». گاهی کارام چنان پشت سر هم میشه و بهم گره میخوره که مجبورم میشم ناهارم رو ساعت ۴ یا ۵ بخورم و یا مجبورم حول و حوش ۹ شامم رو بخورم و بعد به کارام برسم.امیدوارم در اولین فرصت هم بتونم کامنتها را تایید کنم هم ادامه مطلب های قبلی را بنویسم. فکرای بد بد هم نکنین. نه ازدواج کردم نه اتفاقی برام افتاده...... با عرض معذرت و پوزش از همه همراهان "مشکات". |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 13 اردیبهشت1387ساعت 0:51 قبل از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
شاید یکی از وجوه مهم و در عین حال مبهم برای اکثر مردم در انتخابات مجلس هشتم، چگونگی رای آوری و میزان آرا مهندس گرانمایه نماینده فعلی مردم در مجلس هفتم و منتخب ایشان برای مجلس هشتم است. بررسی و تحلیل شرایط موجود منطقه و همچنین گفتگو با مردم و صحبتها و حرفهای جسته و گریخته آنان در مغازه و تاکسی و .... میتواند بر ابهامات موجود بیفزاید. جو حاکم بر شهر و تبلیغات کم و غیر محسوس ایشان، عدم اقبال مردم و برخورد منفی بعضی همشهریان نسبت به کاندیداتوری مجدد وی و طرح شایعاتی مبنی بر اینکه قصد کناره گیری به نفع فلانی را دارد و یا مسئولیتی در وزارت کشور برای حضرت ایشان پیش بینی شده است و یا عدم تعادل عصبی و بهم ریختگی حامیان درجه یک ایشان، خود نشان دهنده آن است که جبهه حامیان نیز متوجه احتمال بالای عدم انتخاب ایشان توسط مردم شده اند. البته نباید خیلی هم تعجب بر انگیز باشد. بقول دوستی از دوستان ما «من تعجب می کنم که شما چرا تعجب می کنید!» چرا که احمدی نژاد هم در عین ناشناخته بودن برای مردم و در عین اینکه اقبالی به انتخاب شدن وی نبود، ناگهان منتخب گردید...! درباره علل و عوامل انتخاب ایشان، با فاکتور گیری از عوامل ماورایی و امدادهای غیبی!، مهمترین نکته ای که به ذهن نگارنده این سطور می رسد این است که مقداری از آراء جناح راست سنتی کاشان (پیشگامان توسعه و سازندگی) که قرار بود در گلدان آنان باقی بماند به دلایلی به سوی گلدان گرانمایه پور سرازیر شد: ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 2 فروردین1387ساعت 11:43 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386ساعت 2:11 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
عزیز بزرگواری با نام مستعار "عبدالله" در مطلب قبلی این وبلاگ کامنتی گذاشته است که کمی تا نسبتی از لحن کلام و حرفهایش فرد مورد نظر را شناختم. عزیز بزرگواری از دوستان سابق و "ائتلافی" ما که یک بار دیگه هم در یه جمعی ندانسته متلکی نثار ما کرد و منم اس.ام.اسی جوابش را موکول به بعد کردم.(یه گرا دادم که خودش بفهمه شناختمش!) القصه.... در جواب کامنت حضرت ایشان و برای تلطیف امور و روشن شدن اتفاقاتی که متاسفانه در حال تعمیم به کل جریان اصلاح طلب شهر است لازم دانستم توضیح و اشاره ای کوتاه به روند اتفاقات گذشته داشتم باشم. اتفاقات ناگوار و نامیمونی که منجر به انشعاب عده ای (کمتر از انگشتان یک دست) از دوستان صمیمی ما و حضور ایشان در اردوگاه راست شد. در اواخر شهریورماه سال جاری که مقارن با روزهای نخستین ماه پر خیر و برکت رمضان بود نشستی با دعوت از همه نیروهای منتسب به جریان اصلاح طلب از گروهها و تشکلهای مختلف با عنوان حقیقی آنها برگزار گردید که در پی آن کمیته ای مسئولیت هدایت و راهبری ائتلاف اصلاح طلبان کاشان در انتخابات دور سوم شوراها را بر عهده داشت با ترمیم و انتخابات مجددی، اعضای جدیدی انتخاب شدند که در مرکزیت این جمع برای راهبری و سیاستگذاری انتخابات مجلس هشتم قرار گرفتند. این افراد به ترتیب حروف الفبا عبارت بودند از: آقایان: احمد اسلامی- ماشااله بخردی- حمید رضا پیوندی- محسن تواضعی- سید مصطفی رسولی منش- صادق صدق گو- سعید عطایی شاد- سید مصطفی ماجدی- اصغر معراجی و خانمها: اتویی و فاضلی. در طول جلسات هفتگی و بررسی راهکارها و روند ورود به انتخابات، با گروهها، تشکلها و شخصیتهای سیاسی کاشان ........ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 3:9 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
دقایقی پیش نتایج قطعی انتخابات تهران اعلام شد. لیست جالبی راهی مجلس شد. اگر از مقایسه نفر اول پایتخت در مجلس ششم و هشتم در حوزه انتخابیه تهران (محمد رضا خاتمی و حداد عادل) و میزان آرای آنان (دو میلیون رای و ۸۴۴ هزار رای!) صرفنظر کنیم، از همه جذابتر نفر دوم لیست تهران است. نفر دوم لیست تهران در مجلس هشتم مرتضی آقاتهرانی و مقایسه آن با جمیله کدیور، نفر دوم تهران در انتخابات مجلس ششم:
زندگینامه: مرتضی آقاتهرانی: از شاگردان و رهروان نزدیک آیت الله مصباح یزدی است که با گرفتن عنوان مدرس درس اخلاق کابینه محمود احمدینژاد نامش بیشتر برسر زبانها آورده شد. عنوانهای «دکتر» و یا «حجتالاسلام دکتر» از جمله عناوینی بود که در کنار نام وی در نوشتههای گوناگون، اخبار و پایگاههای اطلاع رسانی به چشم میخورد. اصفهانی الاصل جمیله کدیور: جمیله کدیور نماینده مردم تهران در مجلس ششم بود. وی استاد و عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی و اقتصاد دانشگاه الزهرا است و دکترای علوم سیاسی دارد. همسر وی سيد عطاءالله مهاجرانی نخستین وزیر فرهنگ در دولت خاتمی بود و چهار فرزند دارند به نامهای محمدمحسن (متولد۱۳۶۱) ، زهرا ۱۳۶۲ ، امیرعلی ۱۳۶۷ و صهبا ۱۳۷۸ . برادرش حجت الاسلام دکتر محسن کدیور است. تحصيلات : دوران دانشگاه : ....... ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 1:6 قبل از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
||||
به نقل از سایت یاران باران (پایگاه رسمی ائتلاف اصلاح طلبان استان اصفهان):
|
|||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 16 اسفند1386ساعت 2:17 قبل از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
|||||
|
|
|
|
|
الان از ستاد رسیدم خونه. بعد از شام و جلسه کوتاه با دکتر شریعتی و یه کمی هم حال و احوال و شوخی با دوستان، وقتی خسته و هلاک با همه خداحافظی کردم و ماشینم رو روشن کردم که بیام خونه بخوابم، دیدم ماشین راه نمیره! اولش فکر کردم شاید موتور ماشین سرده و باید صبر کنم تا کمی گرم بشه اما یادم اومد یکی دو ساعت پیش رفتم بیرون و دکتر رو از فرمانداری آوردم. گفتم شاید پنچر کردم اما ...... اما وقتی که پیاده شدم دیدم باد چرخ جلو طرف شاگرد بطور کامل و چرخ عقب همان طرف بطور نصفه تخلیه شده است....! شاید میخواسته همه رو خالی کنه کسی از دور اومده و اونم از ترس فرار کرده و یا یارو میخواسته بگه که تازه اولشه. باد چرخ خالی کردن جزء تهدیدات اولیه است. کجاش رو دیدی...!؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت 2:40 قبل از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
۱-دوستی می گفت: یکی از رد صلاحیت شدگان که صلاحیتش مجدداْ در شورای نگهبان رد می شود برای اعتراض به پیش یکی از فقهای محترم شورای نگهبان می رود و وقتی می بیند رایزنی و گفتگو فایده ای ندارد به آن فقیه محترم می گوید: شما آن دنیا از رسول اکرم(ص) خجالت نمی کشید که به من تهمت نا مسلمانی و عدم التزام به اسلام می زنید. فقیه مورد نظر با آرامش و کامل و با لبخند می گوید: مطمئن باشید آن دنیا رسول اکرم(ص) به رد صلاحیت و انتخابات کاری ندارد......! ۲-می گفت: فرد دیگری که از قرار مسموع جزء نمایندگان سابق مجلس بوده و در زمره رد صلاحیت شدگان بوده است و در شورای نگهبان مجدداْ بر تایید صلاحیتش تاکید شده بود! در دیداری با یکی از ا اعضای محترم شورای نگهبان گفته بود من که جزء متحصنین مجلس و استعفا دهندگان نبودم. چرا صلاحیت من رد شد. در جوابش گفته بودند: درست است اما ما اول می بینیم اگر در آینده چنین جوی بر مجلس حاکم شد و عده ای خواستند مجدداْ تحصن کنند آیا تو در جمع متحصنین و استعفا دهندگان آینده خواهی بود یا نه....!؟ از قدیم و ندیم شنیده بودم در یکی از جنگهای صدر اسلام، علی(ع) در جنگ با کفار وقتی میخواست هر یک از آنها را به درک واصل کند و بکشد اول نگاه می کرد که ببیند در نسل او یک آدم مسلمان و خوب بوده است یا نه. اگر بوده از کشتنش صرفنظر می کرد اما حالا اینطوریه دیگه. ورژن سال ۲۰۰۸.....! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 2:30 قبل از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
۱-در تاریخ آمده است که در جریان جنگ نهروان که عده ای خوارج در مقابل علی(ع) ایستاده بودند، فردی نزد علی(ع) آمد و گفت: من نگاه به آن طرف می کنم، عایشه و طلحه و زبیر را می بینم. نگاه به این سو می کنم، تو و تعدادی از صحابی را می بینم. بالاخره من نمی دانم کدام بر حق هستید. علی(ع) در جوابش گفت: مشکل تو در آن است که حق را با افراد می سنجی. تو نباید بوسیله افراد و اشخاص حق را پیدا کنی و بسنجی. باید نگاه کنی و ببینی کدام یک از این افراد حرفشان بر حق است و افراد را با حق بسنجی.(نقل به مضمون) ۲-در تاریخ آمده است که روزی شاه ناسالمی در جمعی از یارانش مدعی شد که شیخ صفی الدین اردبیلی از دوستان من است. وقتی عده ای این خبر را به شیخ صفی دادند، وی که از نیکان روزگار و از شخصیتهای مطرح مذهبی به شمار می رفت، بوسیله الاغی راه پر مشقت را تا اصفهان پیمود. وقتی بر در قصر شاه رسید وی از شیخ صفی خواست که به قصر وارد شود تا استراحت کند و پذیرایی شود اما شیخ صفی گفت که من این همه راه آمده ام که فقط به تو بگویم که دوست تو نیستم. چون حدیث داریم که هر کسی در روز قیامت با آنانی که دوست بوده است محشور می شود. من اعلام می کنم که با تو دوست نیستم تا با تو محشور نگردم.(نقل به مضمون) |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 10 اسفند1386ساعت 0:3 قبل از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
بعضی کاندیداها "چراغ راهنمای چپشون" میزنه بعضیا هم "چراغ راهنمای راستشون". اینا صادقانه نظر و رای و ایده های سیاسی خودشون رو اعلام کردن و خودشون و نظراتشون را در معرض انتخاب مردم قرار میدن. در این میدان بعضیا هم با داعیه فراجناحی و مستقل بودن "فلاشر های چپ و راستشون رو روشن کردن" (بقول لعضی پلیسی هاشون رو روشن کردن) و با سرعت و خیال راحت میرن جلو اما ته دلشون چیزای دیگه ای میگذره. البته این "دکان دو نبش" داشتن بعضی اوقات هم بد جور به ضرر آدم تموم میشه. دیروز توی خیابون که میرفتم خانه یه نکته ای دیدم که برام جالب بود و اون اینکه ستاد "یه برادری" این عکسا رو زده بود: عکس امام، رهبری، احمدی نژاد، هاشمی، خاتمی، کروبی، هاشمی شاهرودی، حدادعادل،قالیباف، مرحوم یثربی(امام جمعه فقید کاشان)، آیت الله نمازی (امام جمعه فعلی کاشان)، تشییع و ترحیم مرحوم آیت الله توسلی و ....... . خیلی فکر کردم که به این آدم میشه چی گفت؟ چه خطی میشه بهش گفت؟ آخه از مرز فلاشر روشن کردن هم گذشته. به نظر من اینا چراغ گردون دارن که همه طرف رو پوشش بدهند از بالا و پایین و شرق و غرب و شمال و جنوب، شمال شرقی، شمال غربی، جنوب شرقی، جنوب غربی و ..... . این دیگه دکان دو نبش و سه نبش نیست. این همه طرفه و "لوله" است که گرده و استوانه ای شکل و کسی نمیتونه بگه که فقط به طرف من است!!! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 2:47 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
بعد از تایید صلاحیت دکتر محمد زارع در شورای نگهبان، بر اساس شنیده های موثق صلاحیت دکتر مجتبی شریعتی یکی از کاندیداهای ائتلاف اصلاح طلبان کاشان تایید شد. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 1 اسفند1386ساعت 7:46 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
یکی از مباحث مهمی که در بین اقتدارگرایان افراطی به شدت به چشمی می خورد و از "اتهام زنی و لجن پراکنی های کیهان، اتهامات همیشگی برخی دولتمردان به منتقدین، سخنرانی های تکراری برخی چهره های جناح راست" مهمتر به نظر می رسد این است که این مدعیان اصولگرایی بعضاً حتی به ابتدایی ترین اصول اخلاقی پایبند نیستند که متاسفانه این مشکل در حال سرایت به کل این جریان است و برخی راستی های منصف، با تقوا و مودب نیز کم کم به سوی چنین حرکاتی کشیده شده اند و مرزهای اخلاق و ادب را زیر پا گذاشته و همراه اتهام زنی به دیگران توهین هم می کنند. برای اثبات مدعایم و روش شدن موضوع مثالهایی را نقل می کنم:(از آوردن نام افراد گوینده معذورم) مدتی پیش که در حوالی کاشان مهمان دوست عزیزی (که اتفاقاً او هم از چهره های فعال و معروف راست است) بودیم. بعد از پذیرایی که عازم حرکت به سوی کاشان شدم روحانی محترمی آنجا بود که دوستم برای مزاح من را چنین به او معرفی کرد: "حاجی ما فقط با انقلابی ها دور نمی گردیم ها، دوست ضد انقلاب هم زیاد داریم! آقای صدق گو، از چند طریق مزین به این صفت هستن! هم مشارکتی، هم عضو شورای مرکزی ائتلاف اصلاح طلبان کاشان، هم از مدیران نشریه طوبی." تا این آخری رو گفت بنده خدا اون روحانی مثل اینکه بغض دلش ترکید و منهای تفضلات و تعریف و تمجیدهایی!! که به جمع کل اصلاح طلبان کشور داشت، گفت: "راستی چرا اینقدر برای سفر خاتمی به کاشون تبلیغ کردین. مگه کیه این.... که ۸ سال دیانت ما رو خراب کرد(تا اینجاش تکراری سخنرانی های همه حضرات اقتدارگرا بود.) یه آدم مشروب خوار به رحمت خدا نزدیک تر است تا کسی که به خاتمی رای داده است." تا این رو گفت از شدت تعجب به فکر رفتم و نمی فهمیدم دیگه چی بلغور می کرد. با دنباله حرفش به خودم اومدم. "یه سگ اگه از یه ظرفی آب بخوره تمیز تر و قابل تطهیر تره تا ظرفی که............آب خورده باشه." یا ابالفضل....اینا چه حرفاییه این میزنه. گفتم: از خدا خواهیم توفیق ادب، بی ادب محروم ماند از لطف رب. بعد با خنده گفتم: حاجی حالا که ۲ ساله کشور دستتونه بیایید و قانون خدا و پیغمبر رو اجرا کنید. اولش از این حرفم جا خورد اما بعدش گفت: "تو روزنامه نگاری،سفسطه نکن! باید ۲۰ سال کار کنیم تا برسه به نقطه صفر بعد آبادانی و پیشرفت رو شروع کنیم!!" خندیدم و گفتم حاجی قربون معرفتت.یعنی اینا یه روز هم عملکردشون مثبت نبوده. ۲۰ سال پیش که دولت آیت الله خامنه ای هم میاد جزء اش. گفت:"اون دولت موسوی بوده...." من تا دیدم بحث فایده ای نداره و بی ادبی رو دوباره شروع میکنه تعطیل کردم. به نظر شما کسی که ادعا می کنه لباس پیامبر(ص) تنشه و در مکتب امام صادق(ع) درس خونده باید اینجوری باشه که به هک لباسش این چنین توهین کنه! اصلاً مگه نباید اینا روی منبر اخلاق نبوی و سیرت علوی رو برای مردم تفسیر کنند....؟! اگر یه دانش آموز یا دانشجوی اصلاح طلب در گوشی به دوستش به آبدارچی یکی از محترمین یا محترمات اصولگرا، بسیار بسیار کمتر از این حرفا رو گفته بود اوضاع همین بود؟ جریان توهین به حاج سید حسن خمینی را میتوان از همین دست دانست. اگر به یکی از حضرات اصواگرای دست چندم توهین خفیفی میشد آیا عزای عمومی اعلام نمیشد؟آیا بعد از نماز جمعه راهپیمایی نمی کردن؟کفن پوشان چند بار تا الان مسیر قم-تهران و بالعکس را پیموده بودند؟ آیا پیام در پشت پیام در صدا و سیما خوانده نمیشد؟ جریان کاریکاتوری که برای مصباح یزدی در روزنامه ای کشیده شد و تحصن و راهپیمایی در قم رو یادتونه؟مگر شائنیت حاج حسن آقای خمینی که فرزند انقلاب و نوه حضرت امام است کمتر از اونه؟ حتی دولتمردان و مجلسی هایی که این توهین رو محکوم کردن نامی از ایشون نبردن فقط به تعریف از بیت امام پرداختن و توهین به بیت امام رو محکوم کردن. اینا کمی مشکوک به نظرتون نمیاد؟........... دومین مثالم بحثی است که یکی از عزیزی در جمعی(در کاشون) گفته بود که: "اونایی که رد شدن پالونشون کج بود." واقعاً این ادبه؟ این شعوره؟ این کار اخلاقیه؟ این کار قابل اقامه دعوی و پیگیری حقوقی نیست؟ اتفاقاً مبحث رد صلاحیتهای اخیر غیر از توهینی که این برادر عزیزمان نسبت به رد صلاحیت شدگان داشته اند از این بابت مهمتر می شود که اکثر رد صلاحیت شدگان به دلیل عدم التزام به اسلام رد صلاحیت شده اند. اتهام و تهمت بی دینی به برادر مسلمانی که برای انتخابات کاندیدا شده است و در انتخابات شوراهای سال گذشته و انتخابات مجلس هشتم امسال شدت و شتاب بیشتری یافته است و عده زیادی را مورد لطف و مهرورزی خود قرار داده است، دلیلی بر بی اخلاقی این جریان است. منهای تحلیلهای سیاسی-اجتماعی و اینکه چنین حرکاتی یقیناً خلاف آرمانهای امام و انقلاب است، میتوان ادعا کرد که بالاترین تهمت و توهین به یک مسلمان تهمت بی دینی، نامسلمانی است. این حرکات هم ناقض حقوق شهروندی و هم نافی اصل کرامت انسانی است.(که توضیح آن مجال دیگری را می طلبد.) یا آقایان دنبال معصومین می گردند که بیان و کاندیدا بشن برا مجلس یا منتقدین دولت همه ابن ملجم و شمر و خولی و ابن زیاد هستن که صلاحیت ندارند و حامیان دولت همه عمار و مقدار و ابوذر و مالک اشتر هستند که از دم همه تایید میشن....! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 30 بهمن1386ساعت 4:18 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
سید علی اکبر محتشمی پور:
واجب است که امروز حرف بزنند. متن سخنرانی محتشمی پور در مراسم بزرگداشت آیت الله توسلی را از اینجا بخوانید. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386ساعت 11:47 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
۱-بعد از رحلت آقای توسلی به این فکر می کردم که تا یاران امام(ره) و نیروهای خط امامی زنده هستند و کسانی که امام(ره) رو درک کردند و دیدند حضور فیزیکی (حداقل در جامعه) دارند، بعضی ها دارن اینجوری حرفای امام(ره) رو تحریف می کنند و انجمن حجتیه ایها و اونایی که ۲-مطلب امروز روزنامه وزین کیهان رو که خوندم اینا رو فهمیدم: الف: از این به بعد به جمع مظلومان عالم یکی اضافه شد و آن حضرت آقای احمدی نژاد است. از آقای شریعتمداری عزیز که با آشنایی اینجانب با معنی و مفهوم واژه "مظلوم" کمک شایانی کردند متشکرم. ب: اصلاً یکبار فکر نکنید که خدای نکرده مثلاً زبونم لال اون سایتی که به حاج حسن آقای خمینی توهین کرده مدافع و یا حامی دولت بوده. حالا اگه ۴ تا مقاله و خبر و تحلیل و دفاع از دولت نوشته برای رد گم کنی بوده. ج:آقای توسلی در حال تعریف و تمجید از عملکرد مهرورزانه و عدالت محورانه دولت محترم و دوستانشان از شدت شور و شعف سکته کرده اند! و یا در حال تشکر از سایتی که این اقدام زشت و موهن رو انجام داده....!؟خوبه اقای شریعتمداری از کسانی که توی مجمع تشخیص مصلحت همفکر و همراه این برادرمون هستن سخنان و حالت عصبانیت مرحوم توسلی رو بپرسن و بعد قضاوت کنند که دلیل رحلت ایشون چی بوده. ضمناً اگه ریگی به کفش ندارند (که یقیناً دارند) متن سخنان ایشون در جلسه مجمع تشخیص مصلحت رو چاپ کنند. د:اونایی هم که در مراسم تشییع جنازه شرکت کرده بودند هم اصلاح طلبان و اعضای مجمع روحانیون مبارز نبودن بله آقای شریعتمداری، فلاحیان، حسینیان و .....بودن. چون اصلاً بقول ایشون اصلاح طلبان با امام مشکل دارن! اصلاً همین چپی ها بودن که به اسم جناح راست ۹۹ نفر شدن و سر جزیان نخست وزیری مهندس موسوی جلو امام موضع گرفتن. آذری قمی و زواره ای و ناطق و مهدوی کنی هم حتماً چپی و اصلاح طلب بودن دیگه! برادر جان؛ یقین دارید و داریم که با این اوضاعی که برای کشور درست کرده اید و هیچ چشم انداز روشن و امیدوار کننده ای برای آینده کشور مشاهده نمیشود یاران امام و نیروهای خط امام چاره جز "دق" کردن از ناراحتی و رنجی که می برند ندارند. بورقانی اولین نفرش بود و توسلی هم دومین نفر که خدا کنر آخریش باشد..... اگر کسی خوابی که مرحوم آیت الله توسلی از قول حاج حسن آقای خمینی تعریف کرده بخواند (و یا بشنود) خیلی باید بی شرف باشد که به فکر فرو نرود، برای آینده کشور ناراحت نشود، از دغدغه امام برای آینده نظام منقلب نشود و مرگ و رحلت آقای توسلی را هم طبیعی بخواند. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 11:52 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||
|
|
|
|
|
مراسم بزرگداشت این یار با وفای امام(س) از طرف مجمع روحانیون مبارز کاشان، دوشنبه شب بعد از نماز مغرب و عشا در کاشان-خیابان شهید بهشتی-مسجد شامخی برگزار می گردد.
(متن کامل نوشته امروز آقای ابطحی را در ادامه مطلب بخوانید) ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 9:39 بعد از ظهر توسط صادق صدق گو
|
|
||